تبليغاتX
مالزی

مالزی

مهندس جوان

عربستان سعودی خرید و فروش وسایل قرمز مثل کاغذ کادو- بچه خرس- گل رز قرمز را به جهت جلوگیری از فساد و فحشادر ۱۴ فوریه (ولنتاین) ممنوع کرد.شیخ خالد الدوساری گفت ما ملت مسلمان نباید در جشن غیر مسلمانان شرکت کنیم مخصوصا این جشن که موجب تشدید ارتباط مردان وزنان غیر مزدوج می شود.

مهندس جوان: تکبیر: الله اکبر الله اکبر - ملک عبدالله رهبر مرگ بر ضد ولایت ملک عبدالله - مرگ بر ... مرگ بر....

جالب است این دوستانی که از عربستان سعودی به مالزی تشریف آورده اند در ماههای اول همه اش به دنبال تغیر زبان خطبه های نماز جمعه به عربی هستند ولی بعد از یک سال گوی سبقت را ادر "اپن مایندی" اروپایی ها می ر بایند. ما که از نزدیگ چند تا از پسر هایشان را می شناسیم که ترمهای اول با دشداشه (لباس عربی)تردد می کردند ولی الان زیر ابرو برداشته اند و پشت پلکهایشان را ریمل می زنند . موهایشان را طلایی می کنندد و الخ. طفلکیها گناه دارن ماهی ۱۵۰۰ دلار بیشتر از حکومتشان برای درس خواندن نمی گیرند و از فقر به این وضع دچار می شوند

اصل خبر وبلاگ همکلاسی قدیمی در دبی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 5:58 AM  توسط omidreza   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 7:18 AM  توسط omidreza   | 

 

مساله: فرض بفرمایید در شهری از کشور هسته ای مان در حال گشت و گذار هستید.گلاب به روتون احتیاج پیدا می کنید که به توالت بروید اتفاقا تمام احکام مر بوط به قضای حاجت رو هم از کتاب حلیه المتقین حفظ هستید.ولی به تجربه به شما ثبت شده توالت های داخل پارکها اگر داشته باشد معمولا از کثیفی غیر قابل استفاده است. اولین جایی که به دنبال توالت می گردید کجاست؟

 

. اما توالت های عمومی بوکیت بیلتانگ در مالزی که دولت مالزی برای رفاه مردمش به قیمت هر عدد ۱۰۰ میلیون تومان خریده است:

معاون نخست وزیر مالزی در یک مراسم مجلل به عنوان افتتاحییه شخصا از این توالتها به صورت رسمی بهره برداری کرد. ورودیه این توالتها ۵۷تومان (۲۰ سنت)است.این توالتها به سیستم تهویه مطبوع و کولر مجهز است.قسمت خنده دار داستان اینجاست تابلویی در تولت نصب شده است که نوشته است:" خوردن و آشامیدن سیگار کشیدن ممنوع" واما قسمت خطرناک توالت این است که بعد از یک زمان محدودآژیری به صدا در میاید و سپس ۱ دقیقه بعد در اتوماتیک باز می شود.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 6:49 AM  توسط omidreza   | 

 

آداب سال نوی چینی: چینی ها در این روز ها با خرید میوه جات تازه بالاخص نارنگی و پخش آن بین مردم  آتش بازی برای از بین بردن اهریمن خرید گلهای شکوفه دار و تزین خانه و گرفتن جشن و پوشیدن و یا تزیین حانه و محله بالباس و رنگهای فرمز به استقبال سال نو می روند. ما هم از این نارنگیهای نذری چند تایی خوردیم.. اگر خواستید از چینیها تخفیف بگیرید یادتان نرود بگویید کنگ سی فا سای

 بهجت تاج الدین در وبلاگ خود نوشته است اینجا

 نوبتی هم که باشه، نوبت عید چینی هاست، فردا و پس فردا برای عید آن ها، تعطیل رسمی است. بوی تعطیلی و عید از شلوغی فروشگاه ها در هفته پیش و خلوتی خیابانها و کم شدن رفت و آمد از امروز به مشام می رسد. حضور این افراد پر تلاش، مقتصد، حسابگر و زرنگ در همه جا پیداست بخصوص در گردونه ی اقتصاد مالزی. سال پیش تقریبا در همین ایام که تقریبا شب و روز در آزمایشگاه کار می کردم، دانشجویان جوان چینی زیادی در آزمایشگاه بودند که گاه نیز در حد توانم کمک و راهنمائی شان می کردم. نزدیک عید، یکی از آن ها یک نارنگی پیچیده شده در زرورق و روبان قشنگی به من هدیه داد. پرسیدم چرا نارنگی؟ گفت: نارنگی نمادی از گرد و یکدست بودن کره زمین و برتری نداشتن کسی به کس دیگر در میان این یکدستی هاست. بعد از آن متوجه شدم که از یک ماه مانده به عید چینی ها، جعبه جعبه تانگرین به فروش می رسد و حتی خیلی از مردم آن را بین دیگران توزیع می کنند. همانند عید مالایی ها (عبد فطر) کهopen house  رسمی از طرف دولت دارند، برای عید چینی ها همopen house  رسمی می گذارند. اتفاقا چند روز پیش در روزنامه استار چاپ مالزی خوندم که محل  و تاریخ آن ها را نوشته بود ولی چون زیاد وقت نداشتم  و محل ها هم آشنا نبود، به ذهن نسپردم. حالا هم می خواهم به این دوستان چینی آزمایشگاهی ام sms بزنم  و "کنگ سی فا چای" یعنی "سال نو مبارک" بگم ولی هر چی فکر می کنم یادم نمی آید که کدام شماره مال کی بود. یه عالمه اسم مشابه در تلفنم ثبت شده است و یک قیافه چینی کلی برای همه آن ها در ذهنم!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 7:4 AM  توسط omidreza   | 

با خبر شدم همکلاسی قدیمی ام  روح ا.. صاحب وبسایت(دیرا)  اندلس قدیم مادر خودرا از دست داده است. جدا از صمیم قلب متاثر شدم و دردی بود باورنکردنی. بار ها و بارها که به منزلشان در آجودانیه رفته بودم به زور برای ناهار نگهم داشته بود یا اصرار می کرد که بمانم. او مصداق فرمایش حضرت رسول بود که می گفت بهشت زیر پای انهاست و واقعا او لیاقت بهشت را داشت.  با پدرش موقعی که پدرش سربازی دیپلمه بود آشنا شده بود و سازگاری و مدیریت قوی این زن باعث شد که شوهرش با تشویقها و دلگرمی دادن های او  بعدها یکی از معماران برجسته بنام ایران فارغ التحصیل از آمریکا شود "مهندس مجتبی امانی مهر استاد دانشگاه گیلان " و اما این پایان کار نبود از این زن  مربی سه پسر هم باقی ماند اولی روح ا..است که در اسپانیا دکترا می خواند  دومی امین  است که در سوئد فوق لیسانس راه وساختمان می خواند  و از محمد  پس از رفتنش به دانشگا قزوین در رشته مهندسی صنایع چند صباحی خبر ندارم .ا

 یاد دارم کودکی بودم خردبا صدای گرم مادرهر صبحدمدر میان بستری نرم و تمیز
می گشودم چشم بر نور سفید می گشودم دل بر نور امید
یاد دارم سفره خانه مابوی سنت می داد داخل خانه ماجلوه ای زیبا داشت
از زن ایرانی جلوه ای از یک شمع ذره ذره می سوخت و نداشت پرو ایی که به آخر برسد
کودکم هوش بدار قبر مادر اینجاست -جای مادر خالیست-دل من تنگ شده مادرم دیگر نیست
.

خدایا به بزرگی خودت تمام مادران را عزت و بزرگی عطا بفرما و درگذشتگان را بیامرز. روح اله- امین - محمد همدردی بیقدر وبیفایده مرا بپذیرید.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 8:41 AM  توسط omidreza   | 

وقتی رییس جمهور یک مملکت از شرو ور گفتن و ارتباط با دنیای ماورای طبیعه در سازمان ملل خجالت نکشه( منظورم بوش کافر کثیفه سو تعبیر نشه) خوب این اتفاق هم می افته که یکنفر مدعی بشه با امام زمان در ارتباط هست و چندین بار هم با ایشان به عرش خداوند سفر کرده.
 او همچنین می تواند نوع یخچال و فریزر داخل بشقاب پرنده را به خاطر بیاورد و جالب اینجاست که صد ها تن هم مرید و طرفدار داره . در جایی دیگر یک کلاهبرداری با ادعای ارتباط با ائمه ماهیانه  و تقلید لباس و حرف زدن آیت ا.. بروجردی بتواند بیش از سه میلیون تومان در آمد داشه باشه و کلی مریدو هوادار. واقعاکه ....
اینجا را حتما کلیک کنید و صبور باشید تا فیلم را کامل ببینید

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 7:14 AM  توسط omidreza   | 

<b>For good luck:</b> Housewife Elaine Tan (left) and her friend Lee Ee Ling choosing mouse motif panties at a stall selling underwear at Air Itam market in Penang.

سال جدید چینی نزدیک است . این سال سال موش است. چینی ها اعتقاد دارند برای اینکه این سال پر برکت باشد می بایست لباسهای با عکس موش در موقع تحویل سال بپوشید.همچنین چینی ها اعتقاد دارند در سال نو می بایست لباسهای زیر قرمز پوشید.

یک خانم مبتکر چینی اقدام به تولید شرتهای قرمز با عکس موش بر روی آن کرد که در مالزی مثل آب نبات در حال فروش است فروشندگان خرده فروش اذعان می دارند روزانه چندن بار باید به کلی فروش ها مراجعه کنند تا جوابگوی مشتریان خود باشند.

روزنامه استار مصاحبه هایی با خریداران لباسهای زیر قرمز موشی کرده است که می تونید در اینجا مطالعه نمایید کلیک کنید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 6:14 AM  توسط omidreza   | 

شب شده بود، اما حسنك به خانه نيامده بود. حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي‌آيد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي‌شرت‌هاي تنگ به تن مي‌كند. او هر روز صبح به جاي غذا‌دادن به حيوانات، جلو آينه به موهاي خود ژل مي‌زند. موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گٍلَت مي‌زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي‌كرد، كبري گفت كه تصميم بزرگي گرفته‌است. كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي‌كرد. پتروس هميشه پايِ كامپيوترش نشسته و چت مي‌كند. روزي پتروس ديد كه سد سوراخ شده، اما انگشت او درد مي‌كرد، چون زياد چت كرده بود. او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ديگر مي‌شكند و از اين رو در حال چت كردن غرق شد. براي مراسم دفن او، كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود، اما كوه روي ريل ريزش كرده بود. ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت. ريزعلي سردش بود و دلش نمي‌خواست لباسش را درآورد. ريزعلي چراغ قوه داشت، اما حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبري و مسافران قطار مردند. اما ريزعلي بدون توجه، به خانه رفت. خانه مثل هميشه سوت و كور بود. الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريز‌علي مهمان ناخوانده ندارد. او حتي مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله مهمان ندارد. او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند. او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد. او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد، چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت، اما او از چوپان دروغگو گله ندارد، چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد. به همين دليل است كه ديگر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.منبع خبر

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 10:30 AM  توسط omidreza   | 

به گزارش خبر گزاری رویترز تعداد ۵۰ نفر از تظاهر کنندگان ومخالفان نخست وزیر در مخالفت با افزابش نرخ تبه کاری نژاد پرستی و تورم دستگیر شدند. شایان ذکر است که نرخ تورم در مالزی ۳ درصد می باشد که کمی نسبت به فبل افزایش یافته ولی از طرف دیگر قدرت مالی مالزیاییها ۱۵ درص در مقایسه با دلار بالا رفته است.منیع خبر
نتیجه اخلاقی شکم سیری هم مشکلات خودش را دارد
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 7:36 AM  توسط omidreza   | 

کشور مالزی یک گروه داوطلبی بسیار گسترده به نام "رلا" که مخفف مردم داوطلب مالزی(Ikatan Relawan Rakyat ) است. این گروه بسیار عظیم که با قدرت و با تبلیغات گسترده مشغول به عضو گیری است همانند بسیج ما عمل می کند و تا به حال توانسته است نیم میلیون عضو فعال جذب کند آشنایی من با این گروه اولین بارسال گذشته از طریق پرفسور مصطفی کمال رییس دانشکده مان بود که نامبرده از اعضای فعال بسیج مالزی است.

وظایف واختیارات نیروی مقاومت بسیج مالزی یا "رلا "عبارت است از ۱- کنترل مدارک اقامت ویزا یا مهاجرت خارجی ها در مالزی به منظور مبارزه با مهاجران غیر قانونی در داخل شهر ها
۲-انجام وظیفه به مثابه پلیس کنترل وبازرسی رستورانها-خیابانهای مشکوک- کارخانه جات- هتلها 
۳- این نیروی مقاومت مجاز به بازجویی کنترل پاسپورت مدارک اقامت و حتی بازداشت افردای است که پاسپورت - کارت مهاجرت یا ویزای کار خود را همراه نیاورده باشند.
بعضی از اعضای این نیرو به اسلحه هم مجهز هستند که گزارشهای زیادی از قدرت نمایی و سو استفاده از قدرت این افراد در برابر خارجی ها گزارش شده که باعث شده این نیرو در لیست سیاه نیروهای ناقض حقوق بشر برود.
اطلاعات تکمیلی در یک پرونده جنجالی در سال گذشته یک دختر ۲۰ ساله مهاجر غیر قانونی اندونزیایی از این گروه شکایت کردو ادعا کرد که از اعضای این گروه باردار است اینجا 

با توجه به آمار بالای جنایت و تبه کاری در مالزی دولت مالزی در یک فراخوان بسیج مالزی را به کمک طلبیده است. این طرح به طور آزمایشی در شهر چراس انجام شد که حاصل آن کاهش چشمگیر جنایت در این شهر گشت منبع خبر

همچنین رییس اجرایی شورای توریست بهداشت و سلامت مالزی داتوک دکتر لیم با توجه به آمار بالای تبه کاری  درمالزی درخواست کرد خیابانها به دوربین مدار بسته و چراغهای پر نور مجهز شوند او همچنین از مردم خواست در گزارش کردن مشاهده هرگونه خلاف کوتاهی نکنند.منبع خبر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 6:11 AM  توسط omidreza   | 

روز چهارشنبه گذشته یک زوج جوان (دختری ۱۸ ساله و نامزدش) در حالی که به سمت کولیم در حرکت بودند در آرا کودا توسط یک گروه ناشناس خودروشان متوقف شد. این زوج جوان پس از اینکه کمی از شلوغی دور شدند توسط این گروه مجبوربه عریان  شدن گشتند و تبه کاران پس از کتک زدن پسر جوان او را رها کردند و دختر رابه زور سوار یک خودروی میتسوبیشی استرم کردند و پس از اینکه دوباره همگی به او تعرض کردند او را در کناره جاده از ماشین به بیرون پرت کردند. یکی از مقامات پلیس اعلام کرد تابه حال ۱۰ نفر بین ۲۰ تا ۴۵ سال مظنون به ارتباط با این پرونده بازداشت شده اند. پلیس اعلام کرد آنها در تعقیب راننده تریلی به نام لو و شخص دیگری به نام "رمچندران" هستند.اصل خبر

همچنین بنا به اخبار واصله یک زوج ایرانی و بچه شان در حالی که  هفته گذشته ساعت ۱۱ شب از سینمای ماینز به سمت منزلشان واقع در نزدیکی ماینز قدم می زدند توسط یک گروه که بارانی پلیس تنشان بود متوقف شدند وسپس انها را سوار بر خودروی پروتون ساگایی کرده ا ند  وپس از انکه تمام وسایلشان را به زور سرقت کردند آنها را از ماشین بیرون انداختند. 

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 4:17 PM  توسط omidreza   | 

پیرو درج خبر خبرگزار ایران مالزی در وب سایت مربوطه مبنی بر اینکه غذا و خوراکی با خود برای بازدید تایپوسان همراه ببرید چون غذاهای انها چه است و خطرناک است و الخ و لباسهای خود را در  برگشت به خانه دور بیاندازید به استحضار دوستان عزیر می رسانم که اتفاقا ما به تایپوسان رفتیم و بر حسب اتفاق یک شیرینی دیدیم که به شدت شبیه زولبیای خودمان بود و اتفاقا اسمش هم "زولبی" بود فقط با این تفاوت که رنگش قرمز بود و از آن هم بنده خوردم هم دوستم مهندس افشار و بدین وسیله به استحضار می رساند من نمرده ام و از بهشت یا جهنم برای شما نمی نویسم ضمنا لباسهایمان را هم دور نیانداختیم چون همچین پولهایی نداریم و همچنان می پوشیم . و اتفاقا تایپوسان  کثیف تر از شاه عبدالعظیم ۱۰ -۱۵ سال پیش ما یا حتی امامزاده داوود همین الان نبود.

 نتیجه گیری اخلاقی :"بردیا جان نازی موش بخوردت خیس بشی الهی. یه خورده به اماکن متبرکه هم برو برادر".  

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 1:27 PM  توسط omidreza   | 

در پی داستان تایپوسان و بازدید محلی اینجانب شبکه استار گزارشی از مراسم تهیه کرده که دو دختر ایرانی هم در آن مصاحبه شده اند و تایپوسان را  نوعی کارناوال عنوان کرده اند و متذکر شده اند که شبیه این کارناوال  کارناوالی در ایران وجود دارد که نامش عاشوراست.

جرات این دو دختر بسایر زیاد بوده یا این که سنشان کمتر از آن است که ماجرای سلام صبح بخیر و دختری که حضرت فاطمه و اوشین را مقایسه کرد به یاد بیاورند.

 با این وجود اگر تعصبات را کنار بگذاریم وجوه تشابه بسیار زیادی بین این مراسم احمقانه و تحریفات موجود در عزا داری عاشورا وجود دارد که نمی تواند اتفاقی باشد. کمپانی هند شرقی و انگلیسیهای باهوش می دانند چگونه هر ارزشی را به فلاکت بکشانند. در این که راه حضرت امام حسین(ع) و دلیری او  خاطره و درسی است از یاد نرفتنی  ولی عزا داریهای موجود در کشورمان زیاد با عقل و منطق جور در نمی اید و  در قشر روشن فکر به این روش موجودجایگاهش تقویت هم نشده است .  من شخصا چون عاشق امام حسین هستم دلم می سوخت  که تشابهات بسیاری را در این دو مراسم دیدم که تئوری نفوذ کمپانی هند شرقی بر مستعمرات َآشکار و نهان را پر رنگ می کند.

 برای دیدن فیلم اول روی صفحه کلیک کنید بعد روی صفحه تلویزیون کوچک دوباره کلیک کنید   

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 1:3 PM  توسط omidreza   | 

Malaysia: Thaipusam in KL: Tugging at the hooksMalaysia: Thaipusam in KL: Waiting his turnMalaysia: Thaipusam in KL: Hooks close-up Malaysia: Thaipusam in KL: Skewered

 تایپوسان یکی از اعیاد مذهبی هندو هاست که سالانه هزارن نفر برای برپایی آن به مالزی باتو کیو (باتو به زبان مالایی= سنگ -کیو انگلیسی =غار) می آیند.
این مراسم به یاد  روزی که همسر بت سیوا به نام پرواتی نیزه ا ی به پسرش بت مورگان می دهد تا دیو ها را شکست بدهد بر گزار می شود.تای پوسان روزی است که طبق تقویم تایلندی(تای) ستاره پوسان دردهمین روز در اوج در خشندگیش باشد. در این روز هندوها یک چیزی شبیه الم مسلمانان دارند که قبلا با گاو آنرا می کشیدند ولی الان با موتورسیکلت و ملت پشت آن راه می افتند و مثلا عبادت می کنند. از دیگر آداب این روز کچل کردن سر برای نشان دادن خضوع به خدایان- شکستن نار گیل به عنوان قربانی و خیرات شیر است همچنین هندوهابچه های نوزادشان را برای تبرک شدن وتشکر ازخدا با این مراسم می آورند.در این روز مومنین رادیکال در بدن خود انواع سیخ و چیزهای برنده را فرو می کنند ولی هیچ خونی بیرون نمی زند محققین حدس میزند خاکستر سفید یا عصاره لیمویی که به بنشان می مالند می تواند بند آورنده خون باشد ولی هندوها اذعان می کنند ااخلاص باعث میشود خون بیرون نیاید و درد نکشند. از دیگر برنامه های این روز رقص با چوب غسل و اعتکاف می باشد. امسال عبدالله بداوی برای تحکیم وحدت و دلجویی هندی ها این روز را در کوالالامپور و پوترا جایا تعطیل رسمی اعلام کرد. ایران مالزی خبری در این مورد در سال گذشته و این که چگونه به آنجا برویم در
اینجا نوشته بود.فردا به اتفاق مهندس علی افشار به این مراسم خواهیم رفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 10:24 AM  توسط omidreza   |