
سوپر وایزر گرامی اطلاعات فوق را در اختیار بنده قرار داد که مالزیایی ها را دست کم نگیریم.
سناتور هون پنی ونگSenator the Hon Penny Wong وزیر تغیرات جوی و آب استرالیا یک خانم مالزیایست که در صبا متولد شد و از سن هشت سالگی به استرالیا مهاجرت کرده است.
او در دو رشته هنر و حقوق تحصیل کرده است و اکنون به سمت وزیری کشور استرالیا دست پیدا کرده است. نامبرده که د ر سال ۲۰۰۱ به کرسی سناتوری از ادلایت دست یافته بود در کابینه جدید نخست وزیر در سال ۲۰۰۷ به سمت وزیری دست یافت پرو فایل نامبرده
نامبرده در تاریخ سوم ژانویه ۲۰۰۹از ساعت ۹ تا ۱۲:۳۰ در مرکز تجمعات کوالا لامپور در مورد طراحی پایدار ( Green Design) سخنرانی خواهد کزد علاقه مندان به ایمیل info@pam.org.myایمیل بزنند

پر فسو مصطفی نیک یک بسکت بالیست قدیمی دانشگاه یو پی ام امروز ۱۸ دسامبر برای دو مین مرتبه به سمت قایم مقامی دانشگاه پوترا طی حکمی از طرف وزیر علوم برای دو سال دیگر ابقا شداینجا

خدمت خوانندگان عزیز عرض شود که خدا هیچ کافری را یا هیچ گرگ بیابونی را اسیر این کاغذ که اسمش دکترا هست نکنه که اگراز مصایبش تعریف کنم میروید زنجیر در میاورید و زنجیر زنی و سینه زنی می کنید. الان این بنده حقیر به مرحله جمع آوری اطلاعات یا دیتا کالکشن رسیده که مصیبتی است عظمی .
از آنجایی که جیب مهندس جوان دو سال پیش خالی از زر بود البته الان هم هست مجبور شد موضوع تحقیقش را به کمپ های دانشگاهای مالزی تغیر بدهد که بتواند از بورس وزرات علوم مالزی استفاده کند .
القصه قسمتی از تز این بنده خدا ( مهندس جوان) این است که بررسی کند در کمپ های دانشگاهی مالزی چه کار هایی انجام شده است که در تعریف توسعه پایدار بگنجد. القصه سوپر وایزر گرامی چند وقتی هست گیر داده است که ای امید تو باید به سمت دانشگاههای دیگر بروی تا آنها به سمت تو بیایند. و برای اینکه ما را خر کند می گوید تو باید نفراول توسعه پایدار کمپ های دانشگاهی مالزی بشوی - هر چه می گوییم ای پرفسور ای هلو ای زرد آلو ما غلط کردیم بگذار ما همان نفر آخر باشیم بابا- جان مادرت بده بریم این دکترا را. بعدا این چیز ها به درد لبو فروشی هم نمی خورد گوش نمی دهد که نمی دهد.
حالا امروز ما را فرستاد برویم دانشگاه مالایو تا ببینیم آنها چه کار کرده اند. گفتیم پرفسور آخه پیش کی برویم ؟ ممکن است ما را تحویل نگیرند گفت نه نترس برو جلو من اینجا تو اتاقم مواظبت هستم. هر جا مشکلی پیش اومد اسم من را بگو.
خلاصه پس از یک سری وبگردی کشف کردیم که کارهای توسعه ای دانشگاه مالایو زیر نظر یک اداره ای است به نام(Jabatan Pembangunan & Penyelenggaraan Harta Benda (JPPHB)
حالا باید این اسم سخت رو حفظ کنیم بعد هم تو دانشگاه مالایو دنبالش بگردیم. بالاخره با بدبختی این اداره را پیدا کردیم و رفتیم سراغ رییس بخش( پروفسور دکتر .. ).
بالاخره پس از هماهنگ کردن با منشی ایشان وارد اتاق شدیم و با ایشان توضیح دادیم که جناب رییس ما یک محقق از دانشگاه پوترا هستیم که در رابطه با مشکلات کمپ های دانشجویی تحقیق می کنیم و می خواستیم ببینیم شما چه کار هایی را برای رفع این مشکلات و توسعه پایدار انجام داده اید؟ آقای رییس هم با دقت گوش کرد بعد تلفن را برداشت ( مهندس جوان فکر کرد می خواهد سفارش چایی یا آب پرتقال بدهد) و نگهبانی را گرفت و گفت :آقا این چه وضعی هست هر کی از هر جا می آید توی ساختمان راهش می دید و کلی داد بیداد بارییس نگهبانها . بعد هم فرمودند شما سوالاتون را کتبا با نامه رسمی از دانشگاهتون بیاورید ما در اسرع وقت جواب خواهیم داد.خوش آومدید !!
| نه هر دل کاشف اسرار «اسرا» ست | نه هر کس محرم راز « فاوحا» ست | |
| نه هر عقلی کند این راه را طی | نه هر دانش به این مقصد برد پی | |
| نه هرکس در مقام «لی مع الله» | به خلوتخانهی وحدت برد راه | |
| نه هر کو بر فراز منبر آید | «سلونی» گفتن از وی در خور آید | |
| «سلونی » گفتن از ذاتیست در خور | که شهر علم احمد را بود در | |
| چو گردد شه نهانی خلوت آرای | نه هرکس را در آن خلوت بود جای | |
| چو صحبت با حبیب افتد نهانی | نه هرکس راست راز همزبانی | |
| چو راه گنج خاصان را نمایند | نه بر هرکس که آید در گشایند | |
| چو احمد را تجلی رهنمون شد | نه هر کس را بود روشن که چون شد | |
| کس از یک نور باید با محمد | که روشن گرددش اسرار سرمد | |
| بود نقش نبی نقش نگینش | سراید «لوکشف» نطق یقینش | |
| جهان را طی کند چندی و چونی | کلاهش را طراز آید « سلونی » | |
| به تاج «انما» گردد سرافراز | بدین افسر شود از جمله ممتاز | |
| بر اورنگ خلافت جا دهندش | کنند از «انما» رایت بلندش | |
| ملک بر خوان او باشد مگس ران | بود چرخش بجای سبزی خوان | |
| جهان مهمانسرا، او میهمانش | طفیل آفرینش گرد خوانش | |
| علی عالیالشان مقصد کل | به ذیلش جمله را دست توسل | |
| جبین آرای شاهان خاک راهش | حریم قدس روز بارگاهش | |
| ولایش « عروةالوثقی» جهان را | بدو نازش زمین و آسمان را | |
| ز پیشانیش نور وادی طور | جبین و روی او « نور علی نور» |
قول داده بودم در رابطه با برخورد پلیس فیلیپین بنویسم. این را بدانید که فیلیپین به شدت تحت نظر پلیس است. باور بفرمایید هر ۵۰ متر یک پلیس ایستاده. جلوی تمام نایت کلابها- بار ها- فروشگاههای بزرگ وکوچک حتی مک دونالد - ک اف سی و یا سون الون یک پلیس خشن مسلح به اسلحه گرم ایستاده و ملت را بازرسی بدنی می کند.
ظاهرا تمامی این داستانها از ترس گروه تروریستی اسلام گرای ۲۰۰۰ نفره ابو سیاف است. سازمان اطلاعاتی آمریکا اعلام داشته ابو سیاف محصول مشترک القاعده عربستان و جامعه اسلامی اندونزیست ( شایعاتی هست که بعضی سو پر وایز ها تو این کارند.) مدرک هدف این گروه تشکیل یک کشور مستقل سوپر اسلامی در ۱۳ ایالت جدا شده از برونویی- فیلیپین - اندونزی - مالزی- میانمار و تایلند است.اینجا
حالا بگذریم از این حرفها برویم سر قصه خودمون- آقا از آنجایی که مهندس جوان سعی در انجام سفرهای ارزان دانشجویی دارد به هر جایی که می رود اولین گزینه برای ترانسپورت اجاره موتور سیکلت است. برای همین هم بعد از این که از اجاره دهنده موتور سوال کردیم که آیا می توان در فیلیپین بدون داشتن گواهینامه فیلیپینی موتور سواری کرد و ایشان هم گفت بله موتوری را به قیمت روزی ۵ دلار آمریکا اجاره کردیم ومشغول سیاخت شدیم.
ساعت ۱۰ شب انجلس سیتی- مهندس جوان سوار بر موتور به سمت هتل که ناگهان یک پلیس دو متری با چکمه های چرمی تا روی زانو و ۱۰۰ کیلو مدال و درجه و یک کلت به کمر و یک تفنگ در دست جلوی او را گرفت
پلیس: با لهجه غلیظ آمریکایی- لطفا موتور را در آن قسمت پارک کنید وبیایید اینجا
مهندس جوان: حاج آقا سلام علیکم - خدا قوت- مشکلی پیش آمده
پلیس : بدون اینکه جواب چاق سلامتی مهندس جان را بدهد-یک بار دیگر تکرار می کنم موتورتون را در قسمت موتور های توقیفی پارک کنید و تشریف بیاروید اینجا
مهندس جوان: چشم حاج آقا شما اوقات خودتونو تلخ نکنید.الان می رسم خدمتتون و سریع موتور را پارک می کند و بر می گردد
پلیس : کارت موتور - گواهینامه - بیمه نامه.
مهندس جوان: خودش را به خنگی می زند و گواهینامه مالایی را می دهد
پلیس : این چیه؟ گواهینامه فیلیپینیت کو؟
مهندس جوان: آخه قربون اون تفنگ قشنگت برم - من که نازه امروز صبح اومدم یه روزه هم که نمیشه گواهینامه گرفت- تازه از آن آقایی که موتور اجاره کردیم سوال کردیم گفتش توریست ها تا یک ماه می توانند با گو اهینامه کشور خودشون رانندگی کنند
پلیس : غلط کرد با تو - حالا اونو با تو می فرستم هر کدوم یک ماه زندان تا بفهمی زیر پا گذاشتن قوانیین کشور های همسایه یعنی چی؟ مالزیای هستی دیگه؟ مسلمونی؟
مهندس جوان: با اجازتون
پلیس : به یک پلیس زیر دستش ایشونو ببرید
پلیس شماره دو:تو می دونی که باید بری زندان و ۱۰۰ دلار هم جریمه بدی؟ فردا صبح باید بری زندان
مهندس جوان: نه قربون من فردا باید برگردم. بلیط دارم- اول می رم مالزی بعد بر می گردم میام می رم زندان
پلیس: خوب حالا چون پسر خوبی هستی از جناب سرهنگ خواهش می کنم زندانو ببخشه ولی جریمه را کاریش نمی شه کرد پلیس فیلیپین پلیس قانون مندی هست. حالا می تونی خودت پرداخت کنی می تونی نقدا بدی ما برات پرداخت کنیم.
مهندس جوان: تازه دو زاریش افتاد . ااا آهان از اون جهت. حالا چقدر؟
پلیس : طبق بند فلان و فلان و فلان با یک سری جمع و تفریق ۹۸ دلار و بیست و چهار سنت که ما عینا به خزانه وارد می کنیم
مهندس جوان: نه جان تو خیلی زیاده- یه جوری حساب کن با دو سه دلار حل بشه قصه
پلیس: انگار فحش ناموسی شنیده است- می رود یک آچار می آورد و پلاکهای موتور را می کند و گواینامه مالایی ما را هم ضمیمه یک سری کاغذ می کند و می گوید صبخ ساعت ۱۰ دادگاه مانیل برو.
خلاصه سرتون رو درد ندم آخر قصه این پلیس های قانون مند با ۵ دلار گواهینامه ما رو داد وفرمود
ّI know many beautfull ladies if you want (bumbum) just let me know.جل الخالق بابا بدبخت سردار زارع اسمش بد در رفته جاهای دیگه بدتر از ایرانه.
این بود که دیگر موتور سواری متوقف شد و شبهای بعد به دیدن غروب زیبای مانیل سپری شد.

قضیه از این قرار است که چینیها از ۴ سال پیش، پروژه ساخت پل معلق بزرگی به نام siduhe را در استان hubei شروع کردهاند. ساخت این پل در حال اتمام است و قسمت کف پل هم به تازگی نصب شده است.
هنگامی که ساخت این پل به اتمام برسد، بلندترین پل معلق دنیا محسوب خواهد شد. ارتفاع قسمت کف این پل تا سطح زمین، ۶۵۰ متر است، یعنی بیشتر از ارتفاع آسمانخراش معروف ایمپایر استیت یا برج میلاد ۴۳۵ متری!
اما سؤالی که شاید به ذهن شما برسد، این است که کابلهای این پل چگونه از پایهای به پایه دیگر کشیده میشوند.
در برجهای معلق از روشهای مختلفی برای کابلکشی استفاده میشود، مثلا در ساخت پل معلق آبشار نیاگارا از کایت استفاده شد یا در ساخت پل «آکاشی کایکو» از هلیکوپتر استفاده شد..
اما چینیها از روش منحصر به فردی برای کابلکشی استفاده کردند که پیش از این هیچگاه استفاده نشده بود! موشک! منبع
نمی دانم چه اتفاقی در مالزی بر روی ما ایرانی ها می افتد که مرض تنبلی به ما دست می دهد. امکانات ورزشی دانشگاههای مالزی بی نظیر است ولی متاسفانه کمتر ایرانی ها را در مقایسه با علایقه شان در ایران در این میادین می بینم.
حداقل همین یو پی ام خودمان استخر شنای رایگان و با کیفیت عالی - زمین گلف سلطنتی و فوق العاده ارزان برای دانشجویان خودش - زمینهای متعدد تنیس - بسکت- والیبال - پینگ پنگ اسکواش - بدمینتون- فوتبال- بدنسازی - قایقرانی و حتی صخره نوردی وجود دارد که مرد و مردانه چند بار از آنها استفاده کرده اید؟
همین ایرانی که در ایران با توپ پلاستیکی در زمین آسفالت تا فرصتی گیر می اورد فوتبال می زند در مالزی از پشت این کامپیوتر لعنتی جم نمی خورد. واقعا جای خجالت است . حالا خود من هم خیلی بهتر از اینها نیستم ولی نه به صورت حرفه ای ولی به صورت تفریحی هفته ای سه چهار بار از این امکانات استفاده می کنم - به هر حال بدانید یو پی همه اینها را دارد و اسب سواری هم دارد و قیمتش برای دانشجویان بسیار هم ارزان است فقط کمی همت می خواهد که کار هایی را انجام بدهیم که درخوابمان هم در ایران نمی دیدیم بتوانیم انجام بدهیم
عکس از سینا دیلی
کمتر کسی پیش می آید که همه تیپ و همه قشر از او خوبی بگویند - ریش دار بی ریش- دانشجو و بازرگان - روشن فکر و متعصب- دولتی و غیر دولتی- پولدار و بی پول همه وهمه از او به نیکی یاد می کنند چرا؟ چون با روی خوش با ارباب رجوع برخورد می کند . چرا؟ چون در کار خود جدی و سخت کوش است. چرا: چون خودی و غیر خودی نمی شناسد. چرا؟ چون فخر فروشی در او جای ندارد. چرا چون ار ۱۰۰ ها سد برای دیدن او نباید بگذرید .
کاش مسولین مملکت را می اوردند و هر کدام را یک ماه مجبور می کردند زیر دستش کار کنند تا کار کردن و خدمت کردن به مردم را یاد بگیرند . چرا اینها را نوشتم جواب اینجاست بخوانید تا بفهمید
در حقيقت اگرچه نشان زرين براى معمار اقتصاد مدرن مالزى براى ما نيز افتخار آميز است اما يادآورى اين گلايه بخش خصوصى بد نيست كه اى كاش اين فرصت هم دست مى داد كه رمزوراز رشد سريع اقتصادى كشورش را توضيح بدهد و از اين سفر و چه بسا امثال آن به عنوان يك تور آموزشى استفاده كنيم.
مالزيايى ها لقب Bapa Pemodenan پدر مدرنيزه (مالزى) را به ماهاتير محمد داده اند.اگرچه دوران نخست وزيرى او يكى از طولانى ترين دوره هاى تصدى سياسى بوده است اما هنگامى كه او پس از ۲۲ سال دفتر كارى خود را ترك مى كرد فقر درمالزى از ۵۰ در صد به ۷ در صد رسيده بود. مالزى به جرگه ببرهاى آسيا پيوست. اشتغال در مالزى در حدى بهبود يافت كه خود ميزبان نيروى كار آسياى شرقى و جنوبى شد.
ادامه مطلب
امروز که برای احوال پرسی این دوستمون فرید( مدیر شرکت پارس تراول) به دفترش رفته بودم با چهره ای آشنا روبرو شدم که در کنار فرید نشسته بود هر چه فکر کردم او را کجا دیده ام یادم نیامد فقط مطمئن بودم که او را قبلا دیده ام با خودم گفتم حتما یکی از این مهندسهای ساختمانی است که در ۱۰ سال گذشته با هم برخورد داشته ایم است و لابد بنده خدا این هم به مالزی مهاجرت کرده ولی نیمی را اشتباه فکر کرده بودم نیمی را درست.
اومهندس بیزن مرتضوی ویالونیست - خواننده وآهنگ ساز مشهوربابلی و فارغ التحصیل مهندسی عمران از انگلیس است که هم اکنون برای کنسرت روز جمعه در مالزی به سر می برد. بیزن مرتضوی علیرغم اینکه فهمید مهندس جوان از دست این ریسرچ لعنتی کمی گیج به سر می برد و او را نشناخته است ناراحت نشد و با احوال پرسی گرمی با مهندس جوان برخورد کرد. ( حالا فرید قول داده است از عکسهای دیروز برای ما بفرستد).
از اینکه یک ایرانی کار آفرین که به پشتوانه فکر خودش و بدون حمایت هیچ گروهی در مالزی کار آفرینی کرده است و برای مالزی نشینها هم لحظات شادی می اورد را در بین خود داریم خوشحالم.جالب است بدانید فرید بر خلاف بسیاری از بیزینس منهای مالزی بسیار اهل مطالعه و حتی وبلاگ خوانی است.

اینجا بود که با خودم گفتم ببین اگر طرف اهل زندگی کردن باشد با بیخانمانی هم زندگی می کند اگر نباشد یکروز به مدل ماشینت گیر می دهد که چرا ۲۰۰۵ است و ۲۰۰۷ نیست؟ چرا کانچیل است و مرسدس بنز نیست ؟ چرا دکترایت از یو پی ام است از استاندفورد نیست؟ چرا روزی ۱۰۰ بار به من زنگ نمی زنی تا احوالم را هر ۱۰ دقیقه بپرسی؟ چرا داتو نشدی؟ چرا مهربون نیستی ؟ و الخ. خوب بابا جون برید ببینید مردم بی هیچ چی چگونه خوشحال هستند و ما چقدر پر توقع هستیم.

و اما برویم سر "ریزال" ریزال یک اسمی هست که چپ و راست در فیلیپین آنرا می بینید. واما این ریزال کیست؟ دکتر خوزه ریزال اسطوره مقاومت فیلیپین یک جراح مبارز در مقابل استعمار اسپانیا است که توسط ارتش اسپانیا شهید شده است و یک روز به مناسبت شهادت او فیلیپین به نام روز ریزال تعطیل است .
ریزال که ابتدا در دانشکده معماری فیلیپین لیسانس هنر دریافت کرده بود بعد ها به اسپانیا و فرانسه رفت و در رشته پزشکی موفق به دریافت دو دکترا شد. او در کنار فعالیتهای سیاسیش - طبابت و چشم پزشکیش به نویسندگی علاقه وافر دشت که دو داستان او شهرت جهانی دارد. در قلعه" فورت سانتیوگو Fort Santiago" سلول شب قبل از اعدام ریزال را برای عموم به نمایش گذاشته اند و همچنین از احوال شب آخر او و این که اسپانیایها نگذاشتند او خانواده ش را از نزدیک ببینند و او وصیت نامه اش را در ته چراغ نفتی اش برای آنها بعد از مرگش فرستاد با سوز و گدازروی کف زمین چنان نوشته اند که از حماسه امام حسین گریه آور ترمی نماید. به نظرم نویسنده یکی از این مداح های ایرانی بوده باشد.


کشور فیلیپن علیرغم داشتن پاساژهای مجلل "رابینسون" و "اس اند ام" پوشش غربی مردم آن که در مرحله اول توجه تازه واردین را جلب می کند- هتل ها و ساختمانهای سر به فلک کشیده شیک ومجلل در خود پذیرای بی خانمانان - فقرا محلات زور ابادی بیشماری است- دیر وقت در مانیل یا کلارک یا سان فرنانگو که قدم می زدیم بیشمار افرادی چه زن چه مرد را می دیدیم که در کنار خیابان بر روی کارتونی یا برروی گاری ای که صبح ها مغازه اشان است خوابیده اند - فیلیپن با داشتن ۹۵ میلیون جمعیت از این شکلات که زایده جمعیت زیاد است نتوانسته رها شود
.




عمده حمل ونقل کشور فیلیپین با نوعی تاکسی بلند که گنجایش ۱۳-۱۴ نفر را دارد و اصلش جیپ ویلیز آمریکایی یا جیپ جنگی آمریکایی است ولی به تازگی موتور میتسوبیشی و نیسان و تویوتا در اطاق این عرابه کارسازی شده است و جیپنی اطلاعات تکمیلی نام دارد انجام می شود

ترافیک فیلیپین حتی در مانیلا معجونی بود در هم آمیخته و شیر توشیر که نگو و نپرس در خیابان از تریلی وفورد ۱۰۰ سال پیش و بنز آخرین مدل۲۰۰۹ و اسب و الاغ و درشکه و کالسکه وموتور و دوچرخه می توانستی در یک زمان ببینید. خودروی کشور عزیزمان پراید خانوم هم در فیلیپین به چشم می خورد.
پلیس فیلیپین متشکل از نیروهای قد بلند و ورزیده که همگی به کلت وسلاح گرم مسلح هستند و لباسهایی بسیار شیک و با یک عالمه مدال و درجه را به تن می کنند .. به راحتی با لهجه آمریکایی انگلیسی را روان صحبت می کنند وبه شدت مراقب مسلمانان هستند و در قدم به قدم یکی از آنها را می بینید. البته این ظا هر داستان است پشت پرده پلیسی رشوه خور ونا کار آمد که گاها در صنعت توریست جنسی فعالیت می کنند . یکی از پلیسها مهندس جوان را به جرم نداشتن گواهینامه موتور فیلیپینی دستگیر کرد که مفصل برایتان خواهم نوشت.
یکی از جاذبه ها و موارد مورد توجه یک کشور جدید انواع و اقسام خوراکی های آنها و قیمت آنهاست. کشور فیلیپین کشوری است کاملا آمریکایی با فرهنگ نشات گرفته اسپانیایی که سالیان سال آستعمار گر این کشور بوده است
.
غذاهای حلال به سختی گیر می آمد ولی وجود داشت . قیمت غذا نسبت به مالزی ۲۰ در صدی ارزان تر بود مثلا یک ساندویچ مک دونالد با نوشابه و مخلفات ۷-۸ رینگیت یا۱۲۰ پزو می شد. ولی با ۳ تا ۴ زینگیت می شد یک مرغ کبابی یا ماهی کبابی خورد. 

چند وقت پیش سینا دیلی وبلاگ نویس خوب (ولی متاسفانه مشهدی) مالزی در رابطه با اکبر جوجه و اینکه می توانست تبدیل به یک فروشگاه زنجیرهای مثل مک دونالد شود نوشته بود که در فیلیپین این اتفاق افتاده بود مجموعه زنجیرهای مرغ بریانی انداک در سر تاسر فیلیپین به چشم می خورد. 
هتل و رستوران شناور فیلیپین از جاذبه های دیدنی فیلیپین مخصوصا در غروب آفتاب است

تخم های پرندگان مختلف با رنگهای گوناگون تنوع بخش بازار فیلیپین بود.
رستوانهای زنجیرهای "جولی بی jollibee "اینجا رمق مک دونالد و کاف سی را از نظر تعداد قیمت و کیفیت در فیلیپین گرفته است 
و اما در یکی از مراکز خرید شیک مانیل که مشغول به قدم زدن بودم نگهان تابلوی یک رستوران ایرانی به نام آریا که انبوهی از مشروبات الکلی را هم در مغازه برای فروش گذاشته بود توجهم را جلب کرد. نکته جالب این بود که رستوران فوق خالی از ایرانی و پر از فیلپیپینی بود.

برایتان از سفر یک هفته ی به ۵ شهر فیلیپین تنها با ۴۵۰ دلار بیشتر خواهم نوشت
این مراسم آغازین بخشی از یک پروژه مشترک تحقیقاتی است که از سال ۱۹۹۰ بین دو دانشگاه پوترا مالزی(UPM) و دانشگاه یوکو ها ما(YNU) ژاپن و با حمایت مالی شرکت میتسوبیشی در حال انجام است . این پروژه تحقیقاتی گسترده پیش بینی می شود در سال ۲۰۴۵ به پایان برسد. این مراسم که با حضور وزیر آموزش عالی مالزی- سفیر ژاپن در مالزی - رئیس شرکت میتسوبیشی ژاپن و قائم مقام دانشگاه دکتر راجا مصطفی وبا سخنرانی و خوش آمد گویی ایشان شروع شد با سخنرانی کوتاه هرسه میهمان بلند پایه ادامه یافت. بعد از سخنرانی نیز هریک از مدعوین چند نهال از نمونه های این پروژه را غرس کردند. در این مراسم دانشجویان اینترنشال و دانشجویانی از سایر دانشگاههای مالزی شرکت داشتند. علیرضا منصوری
آقا این همخوابگاهی قدیم ما آرش تودشکی کالج 17از وقتی که پروژه مشترکش با پرفسور نورمن سوپر وایزر مربوطه اش در نمایشگاه اختراعات آ لمان مدال نقره گرفت مقدار غورمه سبزی کله اش هم زیادشد چرا که دیگر خاطر جمع شد که به ایران نخواهد رفت و شروع کرد به هر چیزی را نوشتن. غافل از اینکه یک سکه هزار چرخ خواهد خورد تا به زمین برسد و شاید یک روزی برای کمک به مادر پیر معلمش مجبور شود به ایران بر گردد و آنجاست که صاحب وبلاگی که او را وبلاگ مرده رده بندی کرده ای شروع کند به جنگولک بازی کردن در ارزیابی مدارکش .
مهندس جوان جهت تبری و دوری جستن از همکاری یا همفکری در نوشته اخیر آرش تودشکی و اظهار ارادت به کلیه مقامات دلسوز جمهوری اسلامی اقدام به بر گزاری جشنواره برترین وبلا گهای جنوب شرق اسیا ( نخبگان وبلاگ نویس می نماید) که پیشاپیش به برندگان از قبل تعین شده این وبلاگها تبریک عرض می نماید و متعاقبا یک سفر حج و ۱۰ سکه بهار آزادی هدیه خواهد داد
نفر اول جشنواره برترین وبلاگ نویس جنوب شرق آسیا: وبلاگ جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد
نفر دوم جشنواره برترین وبلاگ نویس جنوب شرق آسیا: وبسایت روزنامه وزین کیهان
نفر سوم جشنواره برترین وبلاگ نویس جنوب شرق آسیا: سایت رایزنی علمی
اجر کم عند ا..
مهندس جوان- وبلاگ نویس مهر پرور
این کشور که از روی اسم پادشاه کشور ا ستعمار گرش شاه فیلیپ دو پادشاه اسپانیا به فیلیپین مشهور است مجموعه جزیره هایی است که تا چند سال پیش مستعمره رسمی آمریکا بوده است . جمعیت این کشور ۹۰ میلیون می باشد که اکثریت آنها مسیحی بوده . ۱۱در صد جمعیت فیلیپین در کشور های دیگر زندگی می کنند .
۳۰ در صد مردم این کشور زیر خط فقر زندگی می کنند و زلزله- تسو نامی۰ طوفان های سهمگین- آتش فشان- مالار یا- تب دنگی - اسهال خونی - هپاتییت آ سالیانه جان تعداد زیادی انسان را می گیرد . مصرف بالای متافتامین ( کراک- ...) از معضلات نسل جدید فیلیپین است. فیلیپین یکی از تولید کنندگان ماری جوانا (حشیش ) است. ۳۰۰ هز ار نفر پناهنده مخالف دولت در تمام دنیا پراکنده شده اند.اطلاعت تکمیلی در ساز مان جاسوسی آمریکا