

لطفا خودتان را معرفی بفرمایید و از تحصیلات و سوابق کاری تان برایمان بگویید.
- من مرجان نامجو هستم . 29 سالم است و در رشته ی روانشناسی کودک تحصیل کرده ام. تقریبا دو سال پیش به همراه همسرم که از دانشجویان دکترای دانشگاه پوترا ست به مالزی آمدم. قبل از این سفر به مدت پنج سال به عنوان مربی و سپس معاون یک مهدکودک در تهران کارمی کردم.
انگیزه ی شما از تاسیس مهدکودک چه بود و چطور به این فکر افتادید؟
- طبیعتا من به خاطر زمینه ی فعالیت هایم به این موضوع اهمیت می دهم و بعد از مدتی زندگی در مالزی و گفتگو با خانواده های ایرانی متوجه شدم که پیداکردن مهدکودک مناسب از مشکلات بزرگ پدرومادرهای دانشجوست. نسل جوان زوج های ایرانی به آموزش کودکانشان بسیار اهمیت می دهند و آگاه هستند که آموزش پیش از دبستان چه تاثیر مهمی در آینده ی فرزندانشان دارد اما زندگی دانشجویی در خارج از کشور محدودیت هایی از لحاظ مالی و زمانی برایشان به وجود آورده است. من کمبود یک محیط آموزشی مناسب را در جامعه ی ایرانیان مالزی احساس کردم و با در نظر گرفتن محدودیت ها و شرایط خانواده ها مهد کودک نیلی را تاسیس کردم.
با چه مشکلاتی رو به رو شدید؟
- مهم ترین مشکلی که ما با آن رو به رو بودیم پیدا کردن یک محیط مناسب برای تاسیس این مهد بود. منطقه ی سردانگ به علت قرارداشتن دانشگاه پوترا و چند کالج و موسسه ی دیگر یکی از مناطقی ست که ایرانی های زیادی را در کنار هم جمع کرده است. در عین حال سردانگ محله ای با بافت قدیمی ست و پیدا کردن یک محل مناسب، وقت و انرژی زیادی از ما گرفت. اما بالاخره موفق شدیم در نزدیکی دانشگاه پوترا خانه ای را پیدا کنیم که فضای کافی برای استراحت و بازی کودکان داشته باشد و بعد از ترمیم، رنگ کاری و تزیین آن را به محل مناسب برای یک مهدکودک استاندارتبدیل کردیم.
دورنمای این کار را در 5 سال آینده چطور می بینید؟
- صادقانه بگویم که من به این مهدکودک به عنوان یک بیزینس کلان با سودآوری فوق العاده نگاه نمی کنم و این موضوع را اولیا با ارزیابی شهریه در ازای امکاناتی که در اختیار کودک قرار می دهیم کاملا متوجه می شوند. به همین دلیل آینده ی مثبتی را برای این مهد پیش بینی می کنم . ایده های زیادی دارم که یکی پس از دیگری آن ها را اجرا می کنم و از آنجایی که به این شغل عشق می ورزم مطمئنم که در آن موفق خواهم شد.
شهریه شما چقدر است ؟
- ثبت نام کودکان به دو صورت پاره وقت (200 رینگت) و تمام وقت (400 رینگت) انجام می شود. اولیا می توانند از طریق اینجا مهد کودک نیلی با امکانات آن بیشتر آشنا شوند.
کیفیت کار خود را در مقایسه با مهد کودک های مالزیایی و بین المللی این کشور چگونه ارزیابی می کنید؟
- مسلما من نمی توانم امکانات مهد کودک نوپای نیلی را با یک موسسه بین المللی که طی سال ها با اخذ شهریه های زیاد در حال فعالیت است مقایسه کنم اما با قطعیت می توانم ادعا کنم که در مقایسه با بسیاری ازمهدهای محلی چینی و مالایی از کیفیت بالاتری برخورد هستیم. من چند مهدکودک محلی را بازدید کردم. متاسفانه سطح بهداشت در بعضی از این مهدکودک ها پایین است. در عین حال به علت نداشتن یک زبان مشترک و عدم یک پیوند ارتباطی درست بین مربی و کودک باعث می شود که آموزش کودک ایرانی محدود تر شود و با کندی صورت بگیرد. ما در مهد نیلی از آموزش زبان انگلیسی غافل نشده ایم و آن را از برنامه های آموزشی اصلی خودمان می دانیم. از دیگر نکات مهم تغذیه مهدهای محلی ست که آشکارا با فرهنگ غذایی ما متفاوت است که این مشکل در مهد نیلی به خاطر ارائه غذای ایرانی وجود ندارد. به طور خلاصه زبان مشترک، تغذیه و امکانات بهتر، امتیاز ما نسبت به مهدهای محلی ست.
امروز بالاخره موفق شدم با جناب وایس چنسلر پرفسور داتو نیک مصطفی مصاحبه آکادمیک کنم. بنده خدا اول از همه که از من خیلی عذر خواهی کرد که این ملاقات به طول انجامیده و بعدش هم از برنامه زندگیش گفت که هفته گذشته در استانفرد بوده است و هفته بعد به انگلیس و فرانسه خواهد رفت و همه اش در سفر است و خیلی کارش بد است و ساعت بیولوژی اش به هم می خورد ونمی تواند بخوابد.
بعد گفت که ایرانیها را خیلی دوست دارد و آنها را بچه هایی سختکوش و زحمت کش ومودب می داند و سابقه دوستیش با ایرانی ها به خیلی قدیم بر می گردد و همین الان در ایران معاون وزیر محیط زیست( بعید می دانم وزیر باشد احتمالا رییس محیط زیست) آقای دکتر کریمی دکترایش را از خود او گرفته. بعد گفت که چند بار به ایران و به مشهد - تهران و بندر عباس هم رفته است و ایران را کشوری با مناظر بینظیر یافته. همچنین گفت سفیر مالزی در ایران دوست و همکلاسی صمیمی او است و با هم روابط خانوادگی دارند.
مهندس جوان هم از او تشکر کرد که این امکانات را برای دانشجویان ایرانی فراهم کرده و به او بورس داده است و از او دعوت کرد اگر به ایران آمد افتخار میزبانی ا را به او بدهد. داتوک مصطفی از زندگی شخصی اش گفت و گفت که دخترش را از دو پسرش بیشتر دوست دارد چرا که بیشتر زحمت کش است و در رشته پزشکی درس می خواند ولی پسرانش به دنبال رشته های حسابداری و بیزینس رفته اند. همچنین تو صیه کرد که بروم کلاس تند خوانی زبان انگلیسی و خود او هم در آمریکا همین هنر را یاد گرفته و همیشه در طول مسافرتش یک کتاب را می خواند . داتو ک مصطفی پس از ۴۵ دقیقه مصاحبه با تواضع تمام مهندس جوان را شخصا تا دم در همراهی کرد و یک عکس یاد گاری هم انداخت.
سوال : این مالایی ها که انقدر آدمهای خوبی هستند چرا وقتی که سوپر وایزر یا کمیته سوپر وایزریت می شوند دمار از روزگارطرف در می آورند تا دکترا به یک نفر بدهد؟
هفته آینده برایتان از مصاحبه با معاونین وزیر علوم مالزی خواهم نوشت
به عنوان یک مستند نویس همیشه سعی کرده ام فارغ از هر گونه تعصبی واقعیتها را به تصویر بکشم. حالا نتیجه آن می خواهد پر رنگ شدن مدیریت مالزیایی ها باشد یا ضعف دولت ایران یا بر عکس.
ااین بار از سیستم تمدید ویزای یو پی ام می نویسم و از قسمت کنسولگری ایران. قسمت تمدید ویزای یو پی ام که در اداره اینتر نشنال آفیس واقع شده از بی انضباط ترین قسمتهای یو پی ام است . البته فضای خوبی به این کار اختصاص داده شده دستگاه شماره گیر مدرن صندلی های راحت ولی نیروی انسانی موجود انچنان کیفی نیستند. مثلا زبان انگلیسی خیلی خوب نمی دانند و زیاد هم حوصله جواب دادن ندارند بعد هم برای یک تمدید ویزای یک ساله بین ۶ هفته تا دو ماه زمان تلف می کنند. یعنی عملا ۱۰ تا بیست درصد زمان اعتبار ویزا پرت شده است.
از آن طرف قسمت کنسولگری جمهوری اسلامی در مالزی واقعا با توجه به حجم زیاد مراجعه کننده اش در ایام پیک کوچک است ولی واقعا حضور آقای نور که کار چند نفر را باهم را ه می اندازند با عث شده که کارها بسیار سریع انجام شود وبقیه پرسنل هم به پیروی از منش ایشان خیلی با احترام و مودبانه وسریع کار ها را انجام دهند.ا بنده امروز به سفارت رفته بودم کمتر از ا15 دقیقه نوبتم شد مدارکم راهم گرفتند و گفتند مجانی و کمتر از 24 ساعت گذرنامه جدید شما آماده خواهد شد. فقط یک اشکال به سایت سفارت جمهوری اسلامی وارد است که در آن برای مدارک لازم ننوشته است عکس ها باید زمینه سفید باشد و مال ما آبی بود.
نتیجه گیری و پیشنهاد: مالزی در اکثر مواردواقعا سیستم مدیریتی خوبی دارد و من اگر جای نخست وزیرمالزی بودم آقای نور و بقیه بچه های زحمت کش پشت باجه کنسولگری را یک پست خوب مثل رییس اداره مهاجرت مالزی و غیره می دادم.
دو- اگر جای دولت فعلی ایران بودم می رفتم کنار و کارهای مملکت را پیمان مدیریت می دادم به آقای دکتر ماهاتیر و بداوی و خودم کنارش وای می ایستادم تا کار یاد بگیرم.
1. آقای محمد خسرویانی 0176565819 جوتا ماینز
2. آقای حامد علایی 0173514719 ساوسیتی/ اسکای ویلا/ ایست لیک
3. آقای نادر کاوندی 0126420158 دسا مینیوم
4. آقای مصطفی نوروزی 0172716628 بلیم بینگ
5. آقای گلرنگ 0173434882 دسا ساوجانا
6. آقای حسن صادقی 0123461066 کالجها 12-13-14
7. سوپرمارکت ناب (آقای محمودی) کوالالامپور
نمایشگاه متافیر مالزی دیروز و امروز در محل پی دبلیو سی سی بر گزار شد. قیمتها و آبشنهای ارایه شده واقعا بینظیر بود. از اقامت در یک هتل در ملکا با شبی سه هزار تومان و اقامت و صبحانه در هتل گنتینگ با شبی ۱۰ هزار تومان تا سفر به سنگاپور فقط با ۱۰۰ هزار تومان و چین با ۴۰۰ هزار تومان و لنکاوی فقط با ۲۰ هزار تومان ...
یکی از دوستان می گفت اگر این نمایشگاه در ایران برگزار می شد و این قیمتها هم ارایه می شد اولین چیزی که مشاهده می شد وجود دلالانی بود که بلیط ها را یکجا می خریدند بعد دم در آزاد می فروختند.
نکته جالب دیگر نمایشگاه برای من به دو دلیل غرفه ترنگانو بود( ترنگانو قم مالزی است).
دلیل اول : ترم گذشته به اتفاق مهندس علی افشار و پرفسور داتو .( سو پر وایزر مهندس جوان). و مستر جان به دانشجویان سال پنج معماری در ارایه طرحهای جدید و بررسی طرح جامع ترنگانو به عنوان دستیار استاد کمک می کردیم و تقریبا به مطقه ترنگانو با جزییاتش- فرهنگش و جیک و پوکش آشنا بودم
دلیل دوم: در همین کلاس یکی از مواردی را که ما مطرح کردیم و ظاهرا در طرح هم اجرا شده است ساخت یک دهکده اسلامی بود برای معرفی معماری اسلامی به دنیا .اسم این مجموعه پارک تمدن اسلامی Taman Tamadun Islam نامگذاری شد که در آن معماری اسلامی ایرانی هم به کار رفته .
از زیباییهای این پارک :۱-استحصال زمین مجموعه در دریا و درست کردن جزیره مصنوعی- دو وجود یک مسجد کریستال و سه ساخت انواع اقسام مساجد دنیا که از ایران هم مسجد شیخ لطف الله انتخاب شده است را می توان نام برد.
توصیه می شود حتما به این نمایشگاه بروید با هر بودجهای دست خالی بر نمی گردید.
امروز که برای عرض تعظیم به سوپر وایزر گرامی رفته بودم دیدم دمغ است و با ناراحتی به من کامپیوترش را نشان داد که :
پرفسور داتو: ای امید ببین ماشیینمو رو دیروز جلوی سازمان نظام مهندسی کوالا لامپور مورد سرقت قرار دادند و کیف سامسونتم را که داخلش مدارکم - اکسترنال هارد دیسکم- ویک عالمه از اطلاعاتم را بوده دزدیدهاند
مهندس جوان: های های گریه- ای پرفسور چرا این زدهای کثیف این کار را کرده اند- اخه چرا شما تنها این ور اون ور می رید - چرا بدون محافظ در کوالا لامپور تردد می کنید. مگه ما مردیم حداقل این مسعود دالمنو با خودتون ببیرید زورش زیاده پدر این دزدای کثیف بی ناموسو در بیاره که به ماشین متبرک شما آسیب رسوندند.
پرفسور: حالا شما گریه نکن پسرم عیبی نداره ماشینم اصلا مهم نیست چهار تا دیگه نوترشو تو خونه دارم مهم این اطلاعات روی هارد دیسکم بود.
مهندس جوان: نه نمی تونم گریه نکنم - اگه خدای نکرده شما تو ماشین بودید و یه بلایی سرتون میومد ما چی کار می کردیم اووه اوه اه
پرفسور داتو: حالا شده دیگه که شما آنقدر ناراحت نشو . من اگه می دونستم انقدر ناراحت می شی اصلا بهت نمی گفتم
مهندس جوان: نه نمی شه پرفسور شما آدرس اونجا را بدید تا ما بریم با بچه ها کشیک بکشیم بزنیم دهن دزده کثیف را صاف کنیم
پرفسور داتو: نه بابا نمی خواد
به هر حال مهندس جوان این مصیبت عظمی را به مقام معظم شاه مالزی- نایب بر حقش آقای بداوی و امت حزب ا.. مالزی تسلیت عرض نموده و به مدت یک هفته عزای عمومی همراه با پوشیدن لباس سیاه اعلام می گردد.
کشور مالزی قانونی دارد به نام قانون ۲۳۳-۱و۲ فصل ۳۴ ارتباطات که در آن به کسانی که به وسیله وبلاگها یا حتی کامنت های توهین آمیز به کسی اهانت کنند مطابق باآن متخلف به پرداخت ۱۵ میلیون تومان جزای نقدی و یا یک سال زندان و یا هر دو محکوم می شود.
البته طبق این قانون در قدم اول کامپیوتر - مودم سیستم اینترنت آنها ضبط و بررسی می شود سپس پس از بررسی کافی مدارک به دادگاه فرستاده می شود. به تازگی شش نفر در مالزی به جرم توهین به پادشاه ایالت پرا تحت تعقیب کیفری این قانون قرار گرفتنداصل خبر
در ادامه پست قبل همین طور که به خودم وزمین و زمان فحش می دادم که چرا دو سال پیش یک کم پول جور نکردم که مجبور نشوم زیر بار این اسکولار شیپ دانشگاه بروم که مستلزم آن انتخاب موضوع بر روی مالزی بودو ذالک ناگهان در چند متری پی اچ دی روم یک مار کوچک توجه ام را جلب کرد که آرام خوابیده بود . بلافاصله نیروهای بین المللی آذری ( فرزاد) و شیرازی( پروا) به محل وقوع حادثه رسیدند و مار نامرد را به دوزخ فرستادند.
البته این مار دربرابر مار کبرایی که با همکلاسی مشهدیمان سال گذشته دیدیم قابل مقایسه نبود .
امروز برای ادامه مصاحبه مربوط به تزم به وزارت علوم مالزی در پوترا جایا رفتم . حالا پیدا کردن وزرات خانه با بدبختی و به کمک جی پی اس یک طرف وقتی که به وزارت خانه رسیدیم دیدیم دریغ از یک تابلوی انگلیسی. این نگهبانهای دم در هم الحمدالله حال ندارند جواب بدهند . حالا مشکل شد چند تا
یک- بفهمی فلان مدیر مثلا "پنگارا پمبانگون پلازارا" مسول چه کاری هست
دو- طرف در دایره وظایفش این موضوعی را که من پی گیری می کنم دارد یا نه
سه: از اینها وقت ملاقات بگیری چون همه در حال میتینگ یاهمان جلسه خودمان هستند
بالاخره دست از پا درازتر با یک مشت ایمیل و تلفن به دانشکده برگشتیم که اول نامه رسمی بزنیم بعد برویم .
در بازگشت در دانشکده یکی از دانشمندان عضو کمیته ام را دیدم وبه او گفتم:
مهندس جوان: ای خانم دانشمند بزرگ ما مرتب می رویم به این ادرات و کسی تحویل مان نمی گیرد شما که انقدر اظهار فضل و درایت می کنید یک دوستی آشنایی در وزارت علوم نداری که کار ما را راه بیاندازد ( بیست سال است کارمند وزارت علوم است )
وتوی دلمان گفتیم: روی این موضوع ما گرنت خوشمزهای گرفتی و خوب یک جا هولوپ نوش جان کردی یک قران هم در راه رضای خدا برای تحقیق خرج نکردی لااقل دو تا تلفن بزن
جواب این خانم دکتردانشمند: امید تو با این افراد وقت ملا قات بگیر بعد با وقتهای من هم چک کن که من هم بیکار باشم آنوقت من هم با تو خواهم آمد که به تو کمک بشود
مهندس جوان: آخه گوشکوب اگه می تونستم وقت ملاقات بگیرم تو را می خواستم چیکار؟ واقعا عقل خیلی از این قالب بندها و آرماتور بندها از این دکترها بیشتره. حداقل عقب افتاده ذهنی نیستند.
از بر اساس تجربه و نتايج هواشناسی پنجم مارچ بارندگی های نامنظم در محدوده مرکزی مالزی و حومه کوالالومپور (شاه الم، سپانگ، پتلينگ جايا، کلانگ، پوتراجايا و سايبرجايا و کاجانگ) آغاز خواهد شد و ادامه مطلب
عرض شود که در ادامه داستان مصاحبه با جناب حاج آقا وایس چنسلور پرفسور داتو نیک مصطفی(دامه عزه) - بعد از پیگیری ها فراوان بالاخره حضرت منشی اجازه ملاقاتی برای بدبخت مهندس جوان گرفتند که جمعه ساعت ۶ بعد از ظهر دفتر وایس چنسلور باشید. مهندس جوان هم تجهیزات مصاحبه شامل ضبط صوت - مدارک لازم و ... را آماده کرد که ناگهان ساعت ۵:۱۵ دقیقه بود که منشی وایس چنسلور زنگ زد که شما به جای ۶ ساعت ۵:۳۰ بیا . حالا مهندس جوان رفته است منزل تا لباس رسمی تری بپوشد خلاصه با عجله و مثل مسابقات رالی رانندگی کرد و دو تا چراغ قرمز رو هم رد کرد که سر وقت خدمت حاج آقا وایس چنسلور برسد.
ساعت ۵:۳۲ که به دفتر وایس چنسلور رسید منشی مربوطه گفت wait la یعنی صبر کن. خلاصه تا ساعت ۶:۱۰ در دفتر شیک وایس چنسلور نشستیم . بالاخره حاج آقا اذن ورود دادند و مهندس جوان وارد شد و به محض اینکه وارد شد وایس چنسلور در حالی که ساعت چند میلیونی رولکسش را تا تکان می داد فرمودند :
وایس چنسلور: من فقط پنج دقیقه وقت دارم چون همین الان برای ۱۰ روز دارم می روم آمریکا
مهندس جوان: ای حاج آقا- ای هلو - ای قبله عالم - ای پرفسور باور کن خبرنگار شبکه الجزیره یا حتی کریستین امانپور سر خبرنگار سی ان ان هم در پنج دقیقه نمی توتندمصاحبه اکادمیک کنند- جان مادرت ما رو "دو در" ( سر کار نگذار اصطلاح تهرانی) نکن
وایس چنسلور: تو دانشجو هستی دیگر
مهندس جوان: توی دلش : نه من بقالم نمی بینی این کارت بقالی را روش نوشته استیودنت
مهندس جوان: بله دانشجوام- جناب وایس چنسلور این مصاحبه ما در ۵ دقیقه امکان پذیر نیست و حداقل ۴۰ دقیقه وقت می خواهد خواهش می کنم وقتی در نظر بگیرد
وایس چنسلور: خوب حالا برو ۱۰ روز دیگه بیا ببینیم چی کار می کنم "sorry la"
مهندس جوان از دست وایس چنسلور ناراحت نیست همین که بدبخت ما را در کشورش راه داده است ما را بورس کرده و امکانات در اختیارمان قرار داده چاکرش هم هست مهندس جوان از این رژیم خاین پهلوی ناراحت است که چگونه خیانت کرده که بعد از سی سال هنوز ما باید در خارج هم خفت بکشیم و برای کار آکادمیک هم منت این و آن را بکشیم
پرسپشن یا مشاهد قوه ادراک از مفاهیمی است که کمتر دانشجوی معماری - هنر و مردم شناسی با آن نا آشناست.
اما ببینیم پرسپشن بعضی ها نسبت به دانشگاههای مالزی تحت تاثیر تبلیغات نادرست چیست؟
نمونه ای برای شما مثال بزنیم که چند روز پیش یکی از دوستان ذغال سنگی مهندس جوان برای اوایمیلی زد مبنی بر احوال پرسی. مهندس جوان بسیار خوشحال شد و برای تشویق نامبرده جواب داد که ای محمد آقای تبریزی خوشحالم که می بینم به تکنولوژی ایمیل دست پیدا کرده ای و از سطح گازوییلی کمی بالاتر آمده ای.
جواب داد: ....درضمن دكتراي مالزي برابراست باديپلم كشوربردارافغانستان پزالكي نيا اينقدرهم گازوئيل گازوئيل نكن ...
توصیه به محمد آقا می کنم به رنکینک جهانی دانشگاهها نگاه بیاندازد.وببیند رتبه ۳۳۲ مال کجاست هزار و خوردهای مال کجا. اینجا را کلیک کن
محدث: نفر جلو سمت چپ
دکتر سید احمد محدث از قدیمی ترین وبلاگ نویسهای مالزی است و آنجور که فهمیدهام از آن دوم خردادی های سفت و سخت.
محدث اظهار ناراحتی کرده که چرا وبلاگ نویسان مالزی به موضوع رحلت پیامبر اکرم نپرداخته ند و به موضوعات بی اهمیت دیگری در این روز اشاره کرده اند
مهندس جوان از طرف خودش به آقای محدث پاسخ می دهد: که برادر محدث ضمن تسلیت به مناسبت رحلت نبی اکرم - برای بنده که سه سال است حتی یک روز هم به ایران نرفته است گاها سال شمسی را گم می کنم مثلا چند روز پیش با دوستان مشورت می کردیم که سال جدید ۸۸ است یا ۸۶ یا ۸۷؟
دوما ما باید از یک جایی خبردار بشویم که رحلت پیغمبر(ص) است ما که هر چی روزنامه استار ( روزنامه مورد علاقه ام) را زیر رو کردیم چیزی در این باره ندیدیم . شبکه سی ان ان و بی بی سی و نشنال جوگرافی و ساینس هم( شبکه های تلویزیونی مورد علاقه ما) چیزی در این باره نگفت.
تلویزیون جمهوری اسلامی هم الحمدالله در اینجا گرفته نمی شود . البته در مورد کم کاری سفارت ما ترجیح می دهیم وارد دعوای بزرگتر ها نشویم . شما خودت از همان مشهد حسابشان را برس اینجا

لفظ اسکول و اسکول کردن یا به طور مخفف اوس کردن از آن کلمات نه چندان مودبانه نسل جدید است که کنایه بر این مفهوم دارد که اسکول کننده شخص اسکول شونده را احمق یا بچه یا نادان پنداشته و با یک حرف یچه گانه و ساده قصد داردسر طرف را شیره بمالد.
علیرغم تمام احترام و ارداتی که به جایگاه علمی و شخصیتی وایس چنسلر یو پی ام دارم باید اعلام کنم که ایشان و منشی خوشگلشان مهندس جوان را اسکول کرده اند چرا که بعد از سه هفته ایمیل بازی و مراجعه حضوری و نامه بازی برای یک مصاحبه علمی مربوط به تز منشی محترم جواب داده اند
Salam.....
Dear Sir, sory for the late reply.......coz i'm having problem with my PC....
May I know once again the question that you want to ask the VC?
He needs to know that
Thanx
این عینا ایمیل منشی مربوطه بدون کم وزیاد است. و ما هم باور کردیم دیگر سه هفته است کامپیوتر منشی عالی ترین مقام دانشگاه خراب است و لابد همه ملت با دود با وایس چنسلر ارتباط برقرار می کنند( مثل سرخ پوست ها).
خواستم جواب بدهم: می خواهم در رابطه با عروس قنبر صحبت کنم بعد گفتم ولش کن .
سرقت ماشین های مدل بالا وگران قیمت بالاخص تویوتا و هوندا و قاچاق آن به تایلند و اندونزی در مالزی بسیار متداول است .
جدیدا سارقین خیلی هم مبتکر شده اند - چرا که چهار خودرو را در یک کانتینر جاسازی می کنند. دو تار از سقف آویزان می کنند دو تا را در کف می گذارند. پلیس مالزی از دستگیری یک گروه سارق خبر داد است.اینجا
ریسرچ ظرفیت فکری بالایی می خواهد چون ذات ریسرچ یعنی کشف چیز های جدید. فشار ریسرچ گاها به قدری بر دانشجو وارد می شود که حرکات غیر عادی از او سر می زند . مهندس جوان طی چند هفته گذشته متوجه شد که بدون اینکه متوجه باشد با خودش بلند بلند حرف می زند که مثلا ای زنیکه بیشعور من که بدیهیات را نمی توانم برای تو اثبات کنم اصلا ولم کنید عجب گیر ادم های.. افتاده ام یا مثلا بهتر است شما اول بروی چند مقاله بخوانی و بعد بیایی نظر بدهی و .. . البته اینها راهکار هایی بود که به فکرم می رسید واز مغزم می گذشت ولی نمی دانم چه طوری می شد که ناخوداگاه به زبان می آمد در صورتی که تصور من این بودم که فقط دارم فکر می کنم .
بنا براین به این نتیجه رسیدم که احتیاج به طبیعت دارم . یکی از نزدیک ترین مکانهای ممکن آبشار گابای است کمتر از ۱ ساعت فاصله تا دانشگاه . طبیعتی بینظیر همراه با آبشاری جالب که مالزیای ها به عنوان سرسره از آن استفاده می کنند. اگر علاقه مند باشید جنگل گردی و عبور از رودخانه از جاذبه های دیگر این منطقه است. توصیه می کنم سر بزنید.این هم اطلاعات تکمیلی
دیروز یکی از هم کلاسی های خوشکل و خانم دانشکده به نام گلناز خانم که در مقطع دکترای معماری درس می خوانند به مناسبت ازدواجش با یک مهندس راه و ساختمان ( مهندس واقعی) همه را به ناهار دعوت کرد .
بنده خدا مثل بقیه شیرازی ها با دست دل بازی یک عالمه ناهار خریده بود که کلی اضافه آمد و بنابراین از دوستان خواهش کرد که غذا ها را ببرند. مهندس جوان هم دو پرس غذا مخلوط چلو کباب و جوجه کباب را برداشت تا در روز های آینده نوش جان کند. بنابراین برو روی غذا ها نوشت که این غذا متعلق به مهندس جوان است و برای احتیاط هم رویش نوشت خطر در این غذا سوسک بوده و در یخچال دانشکده گذاشت.
من نمی دانم این تایلندی های سوسک خور فارسی نوشتن بلدند که بر روی غذا نوشته اند ... یا این ایرانی ها سوسک خور شده اند؟ به هر حال غذای مهندس جوان شاه خور شد. به نظرم کار.... ااینجا را حتما بازدید کنید
همانطور که که حاج آقا ایکس نماینده محترم حاج آقا ایگرگ در رابطه با معضلات مالزی بالاخصوص ترغیب و تشویق به تبرج و بیناموسی مطالبی را فرموده بودند بر حسب اتفاق به مصداق فرمایش معظم له در ویدیوی روزنامه استار برخوردم.
دولت مالزی یا ایادی دست نشانده اش مسابقه ای را در مرکز خرید برج دوقولو klcc برای ارزیابی میزان تفاهم و سازگاری و خلاقیت به منظور افزایش عشق ورزی (بی ناموسی خودمان) ترتیب داده اند تحت عنوان میزی برای دو نفر-که در آن ۲۰۰دو ست دختر و دوست پسر ا بین ۱۸ تا ۲۴ ساله ( ببخشید صیغه ها وصیغه الیها) دعوت شده اند تا در رابطه خودشان مطلب بنویسند و سپس ۱۰ نفر را از بین آنها انتخاب کرده اند.
مدعوین قرار است روز ولنتاین به هم اظهار عشق ورزی کنند و به فروشگاه مارک معروف گس بروند وبرای هم لباس انتخاب کنند و بعد مدل بشوند- نقش رومئو و ژولیت ( همان زلیخا و غضنفر) را بازی کنند بعد نوعی نوشیدنی کارامل درست کنند و بالاخره در شب هم با هم شام با شمع بر روی میزی پوشیده از گل رز را میل کنند. و نهایتا هم به کسی که بهترین عملکرد را داشته باشد جایزه ای معادل ۱۲۰ هزرا تومان تعلق می گیرد. میزان بی ناموسی تا جایی که دوست دختر احمد به و می گوید " احمد ای ام وری هات" و بعد مشار الیه جواب می دهد " ای ویل بای یو ان ایس کریم" فقط بالای 18 سال مشاهده کنند.
کاش مسولین نیروی انتظامی می امدند در مالزی و در یک طرح ضربتی تمام اینها را می گرفتند و به مقر وزرا می بردند تا حسابی حالشان جا بیاید و بفهمند که مسجد یا همان کشور اسلامی مالزی جای .. نیست. ضمنا سر دسته اینها را هم من می شناسم توی کمیته سوپر وایزری من است اونرو مخصوص امر به معروف کنند که دل من هم خنک شه.
Parking garden
by Zahar Amir
دانشکده معماری ما خیلی علاقه مند است بر روی موضوعات مربوط به درخت و پارک و این حرفهاتحقیق بشود. همین است که یکی روی باغهای ایرانی کارمی کند- یکی روی پارکهای تبریز کار می کند- یکی روی باغهای شفا بخش کار می کند- یکی روی آیکنو گرافی پارکها کار می کند- یکی روی اب و زیابیی پارکهای دنیا کار میکند-و...
مهندس جوان پیشنهاد می کند یکنفر هم روی باغهای پارکینگ کار کند.
مهندس محمد پروا همکلاسی محترممان که از شهر شعر و شراب شیراز به مالزی تشریف آورده اند و جزو قدیمی ترین دانشجویان دانشکده هستند کتابی چاپ کرده اند تحت عنوان فرهنگ نامه هنر ایران. چند شب پیش ایشان با خانواده شان مهمان منزل ما بودند و یکی از این کتابها را هم به رسم یادگاری به ما دادند.
با نگاهی اجمالی به کتاب اهدایی نامبرده با مفاهیم مختلف هنر آشنا شدم. مولف هنر ایران را در دوره های مختلف بررسی کرده است و برای علاقه مندان به هنر می تواند مفید واقع بشود. قیمت این کتاب هم ۴۵۰۰ تومان است که مناسب است و در کتابفروشیهای تهران قابل ابتیاع است.
تحصیل در مالزی مصادف است با روبرو شدن با زندگی چند فرهنگی . البته اشتباه نکنید منظور من زندگی با چینی ها و مالایی ها و هندی ها نیست. بلکه به خاطر خیانت های رزیم منحوس پهلوی و جنایات آمریکای جنایتکار اکثر ملت غیور ایرانی از شهر ها ی کوچک وبزرگ با فرهنگ های متفآوت فعلا به بهانه درس در رفته اند ودر مالزی حضور دارند.
بر فرض مثال همین دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده خودمان به جز سه دانشجوی مالایی و دو دانشجوی اندونزیایی و یک هندی الحمدا.. بقیه۳۰- ۴۰ نفر مانده از شهر ها ی مختلف ایران اسلامی می باشند .فرزاد یکی از همین مولتی کالچرهای دانشکده است که از شهر تبریز به مالزی تشریف آورده است و انصافا نقطه مقابل همتای شمع دزدش در یک مورد حرف ندارد و آن هم دادن اطلاعات و راهنمایی به دوستان و همکلاسی هاست. خدا وکیلی نشد چیزی ازش سوال کنیم که با رغبت راهمنایی نکند و صادقاته اطلاعات ندهد.
این فرهنگ کمک به یکدیگر می بایست تقویت شود چرا که همه غریبیم و هموطن می باشیم.
من به نوبه خودم روزی که اینجا آمدم مورد لطف یکی از دوستان ( بردیا بختیار) قرار گرفتم و به من گوشزذ کرد که بهتر است سوپر وایزرم را عوض کنم و من الان برایش هر روز دعا می کنم که خدا پدرش را بیامرزد که جراتش را داشت و واقعیتها را گفت چرا که همین شخص به عنوان کمیته روز گار ما را سیاه کرده وای به وقتی که می خواست سوپر وایزر باشد و برای احیا نگه داشتن این فرهنگ به هر ایرانی که برسد در هر موردی که بتوانم راهنمایی می کنم . از این حرفها بگذریم این آقای فرزاد هنر پیش شده و در تلویزیون هم نشانش داده اند. اینجا
قبلا برای شما از این دوست انگلیسیم نوشته بودم که به مالزی آمده با یک همسر مالزییایی آشنا شده و اسم خود را به محمد پیتر دیویس بن عبدالله تغیر داده است و الان هم به دنبال ترغیب مردم مالزی برای داشتن انرژی هسته ایست و از نفرات اول نماز گزاران خطبه های سیاسی عبادی نماز جمعه مالزیست و عجیب اطلاعات زیادی در رابطه با همه و همه کس دارد و شغلش هم محقق است اینجا واینجا . گاها برای من خوراک وبلاگی می فرستد و از اخبار دست اول خبر می دهد.
حالا هم دوستش از ایران بازدید کرده و سفر نامه اش را تحت عنوان ایرانی ها مهربان ترین آدمهای دنیا در شماره پریروز روزنامه تایمز چاپ کرده. او از مهماندوستی ایرانی ها نوشته از اینکه صدها نفر شماره تلفنشان را به او داده اند تا برایشان مترجم رایگان بشوند.
از کنجکاوی مردم ایران و سوالاتشان که؟ چرا کاریکاتور یست دانمارکی عکس حضرت محمد را کشیده است؟ چراایران نباید انرژی هسته ای داشته باشد؟ چرا آمریکایی ها ایرانی ها را تروریست می داند؟از زیبایی ها و مهمان نوازی های شیراز و شیرازی ها نوشته . از سعدی و پرسپولیس و اصفهان نوشته و از قم و نطنز و نیروگاه هسته ای. از این که مردم آنها رابه شام دعوت کردهاند یا خانمها در جلوی مساجد آنها را به صرف چای دعوت کرده اند نوشته است. از این که مردم به آنها خشکبار تعارف کرده اند و در عوض خواستهاند که در بازگشت به انگلیس به دیگر انگلیسی ها بگو که مردم ایران ( نه دولت ایران) چگونه هستند نوشته. از قشقایی ها و تریاک کشیدن مردانشان و بالاخره از یک کنیسه یهودیان واز آزادی یهودیان در فعالیتهای مذهبی خود. توصیه می کنم حتما این سه صفحه سفر نامه را مطالعه بفرمایید
به پشت اندر آورد زین و لجام همی گفت با خود یل نیکنام
چنین است رسم سرای درشت گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
پی رخش برداشت ره بر گرفت بس اندیشه ها در دل اندر گرفت
عکاس: احمد بایحاکی- استار