تبليغاتX
مالزی

مالزی

مهندس جوان

مدینه باور نکردنی زیباست. مسجد نبی را باید ببینی تا بفهمی چه شکوهی دارد. باور نمی کنم این چنین محو ابهت و جلال مسجد پیغمبر شده باشم. عظمت این مسجد غو غاست باور نکردنی است خیلی خیلی خیلی خیلی با شکوه است.

قبر پیغمبر اسلام- عمر و ابو بکر در این مسجد قرار گرفته است. با یک دانشجوی دکترای معماری دانشگاه تهران به اسم منوچهر معظمی هم اطاق شده ام بچه با مطالعه و روشن فکری است از خودمان است خس و خاشاک است. نقش تور گاید ما را بر عهده گرفته . از آن مسافران حج عمره حرفه ای است.

 عربستانی ها بر خلاف تصور من آدمهای بد اخلاقی نیستند حدافل با ما که نبودند اکثرا انگلیسی می دانند و  مغازه دارهایشان حتی فارسی و مالایی هم می دانند. شب مدینه چیز دیگریست شهر زندهایست

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 0:43 AM  توسط omidreza   | 

مملکت ما سازنگی می خواهد . طرفداران سازندگی از معماران سازندگی طرفداری خواهند کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 11:34 AM  توسط omidreza   | 

پرفسور دزولکفی که  رییس مهمترین دانشگاه مالزی که به تازگی به عنوان اپکس یونیورسیتی معرفی شده است در چند سال ریاست خود شایستگی خود را برای ریاست جنین دانشگاهی به اتبات رسانده است. یو اسم شاهد دریافت میلیونها رینگیت بودچه تحقیقاتی جدید و میلیونها رینگیت کمک هزینه تحصیلی خواهد بود. دزولکفی با مناعت و فرو تنی خود در راه برگشت از مونترال کانادا از مهندس جوان با گشاده رویی پذیرای کرد.

او نیز دانشجویان ایرانی را بچه های باهوش و زحمت کش و جدی در ریسرچ ارزیابی کرد. و از خاطراتش از بازدید از ایران و شهر تبریز تعریف کرد. همچنین از افتخار از موضوع تحقیقاتی تبدیل پوست موز به نان یاد نمودچزیره پننگ یکی از زیباترین نقاط مالزی است. وایس چنسلر دزولکفی که دستی بر قلم دارد یکی از وبلاگ نویسان مالزی است که وبلاگی به نام کامنت اند ویوز را تحریر می کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 12:52 PM  توسط omidreza   | 

 

مهندس جوان : احمد تو چرا رفتی تو ستاد احمدی نژاد؟

جواب:  آخه من عضو بسیجم و می خوام سربازیم کم بشه و اعضای بسیج هم باید تو ستاد احمدی نژاد باشند ولی ستاد احمدی نژاد ناهار نون و پنیر میده و لی ما ناهار یو اشکی میریم ستاد کروبی چلو کباب می ده.

مهندس جوان: نمی فهمند ؟

جواب: نه بابا خر تو خر تر از این حرفهاست  کی به کیه

مهندس جوان: در گیری بشه با اختشاش گرا چی می شه؟

 احمد: هییچ چی یه بار ما رابردن من هم دیدم درگیری شد الان بزن بزن می شه رفتم خودمو قاطی مردم کردم که کتک نخوریم . من چرا باید مردمو بزنم یا کتک بخورم

مهندس جوان: حالا وقعا طرفدار موسوی هستی یا احمدی نژاد؟

احمد: والا ایلده من طرفدار هیچ کدوم نیستم من طرفدار خودم وبقیه تر کها هستم . اینها همشون انگلیسین. من چی کار به این کار ها دارم این سزباری ما زود تموم شده ار این اوضاع در بریم یه جای دیگه بقیشو ولش کن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 8:23 AM  توسط omidreza   | 

 

این داستان های سیاسی بازی ایران انگار تمامی نداره. بنده خدا این رفیقمون فرید هم از راه شاد کردن دل مردم  و بر گذاری کنسرت پولی در میاورد و زندگیشو می گذرونه.

حالامالزیایی ها به  بنده خدا یه روز  مجور نمی دند می گند جهموری اسلامی گقته برای کارهایی که ایرانی ها ممکنه جمع بشند مجوز ندید. حالا هم که ستار طرفدار مهندس موسوی شده  و کنسرتش کنسل شد. عجب حکایتیه

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 11:35 AM  توسط omidreza   | 

شایعاتی است که یکی از مالزی نشیتهای فعال پشتیبان ستاد موسوی در جواب به تبریک یکی از فرستادگان جمهوری اسلامی مستقر در مالزی که قبل از تایید شورای نگهبان و رهبری به فرستادن تبریک و درج آن در سایت خود مبادرت کرده بود یک عدد کاکتوس بزرگ  هدیه فرستاده است.

 مسولین سفارت جمهوری اسلامی در مالزی در حیرت مانده اند که با این کاکتوس چه کار کنند. کاکتوس فرستنده از فعالان حامی أقای موسوی است که حضور فعالی در اطلاع رسانی در عرصه اینترنت هم دارد. 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 3:46 PM  توسط omidreza   | 

 آنفلوآنزای خوکی به شدت در مالزی در حال گسترش بوده و تا بحال چندین مدرسه و کالج در مالزی تعطیل شده اند. متاسفانه شب گذشته یک مورد از آنفلو انزای خوکی در محله سوت سیتی پلازا که مرکز عمده سکونت ایرانیان می باشد مشاهده شد و شخص مورد نظر که یک دانشجوی عراقی می باشد در حال حاضر در بیمارستان و در قرنطینه  می باشد. و بیم ان می رود که این میکروب در منظقه در حال گسترش باشدHERE

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 9:4 AM  توسط omidreza   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 5:56 PM  توسط omidreza   | 

مثل اینکه سیستم بیمه مالزی را چشم زدیم سالهای گذشته با پرداخت حداقل ۷۰ رینگیت یا ۲۰ هزار تومان  برای بیمه شخص تالت خودرو ی خود را بیمه می کردیم

 . امروز متوجه شدم بیمه بدنه برای همه از این به بعد اجباری است و برای خودروی ۸۰۰۰ رینگیتی و به بالا خداقل ۴۸۰ رینگیت شده است. خوبی این بیمه این است که در صورت سرقت و تصادف ۸۰ درصد زیان پرداخت خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 5:11 PM  توسط omidreza   | 

کفش فقط  ۷۵۰ تومان

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 7:19 PM  توسط omidreza   | 

 اجاره یک ساله منزل ما به سر رسیده از آنجایی که حال و حوصله دنبال  صاحب خانه دویدن برای گرفتن پول پیش را نداشتم تصمیم گرفتم که دو ماه اجاره را ندهم تا پول پیشم خود به خود دریافت شود.

ماه اولی که اجاره را ندادم صاحب خانه زنگ می زند و اظهار ناراحتی می کند.

مهندس جوان: شرمنده ولی اوضاع اقتصادی ایران تحت تاثیر تحریم ها به هم ریخته و من نمی توانم این ماه را اجاره بدهم.

ماه دوم که آخرین ماه اقامت ما در این منرل است هم پرداخت نمی شود . و صاحب خانه زنگ می زند که آقا چرا اجاره نمی دهدید

مهندس جوان: مگر شما اخبار را پی گیری نمی کنید ایران قیامت شده است امکان ارسال پول از ایران به اینجا نیست شما از پول پیش اجاره تان را کم کنید در انتخابات اختلاف افتاده و همه چیز تعطیل است

صاخب خانه: باشد پس پایان ماه میایم برای تغیر و تحول

دیروز پایان ماه صاحب خانه در منرل ما دست مرا می فشارد و با بغض می گوید :

امید من اخبار ایران را پیگیری کردم و با تو همدردی می کنم. من می دانم که شما ها همه به ریسس جمهور شجاعتان دکتر احمدی  نژاد رای داده اید و این آمریکای لعنتی با ایجاد هرج و مرج می خواهد این انتخابات را به هم بزند ولی وقتی که می بینم که مردم شما در حمایت از رییس جمهور خوبشان چگونه در خیابانها در مقابل شورشی های امریکایی مقاومت می کنم از ته دل شاد می شوم/

مهندس جوان: خوب خوشحال شدیم . مخصوصا از این که قراردامان را دوباره با تو تمدید نکردیم.بفرمایید بیرون اقا

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 8:25 AM  توسط omidreza   | 

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 9:4 AM  توسط omidreza   | 

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 8:52 AM  توسط omidreza   | 

گاردین گزارش تلخی را می دهد.اینجا

 این روزها برای ما آورارگان این سو و آن سوی کره زمین کاری بر نمی اید جز دعا . خدا می داند از صبح تا شب چند بار در دل خود گریه می کنیم و با وجود خویشتنداری شدید اشکها از گوشه چشم بیرون می رود.

اینجا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 7:1 AM  توسط omidreza   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 4:16 PM  توسط omidreza   | 

تقدیم به خانواده  گلهای پر پر شده ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 7:51 AM  توسط omidreza   |