
برای پرزانته مقاله ام در سومین کنفرانس توسعه پایدار به مدت سه روز به شهر پننگ خواهم رفت. امیدوارم دوستای خوب قدیمی یو اس امی را بتونم ببینم.

به اتفاق ۴ دوست مالزیایی به نامهای زبیدی- تئو- ایزان- حفیظ دو روز و دو شب را در مجموعه تفریحی توریستی و پولای گلف ریسورت گذراندیم.
از ۲۰ موسسسه و دانشگاه مالزی در این کنفرانس محققینی فرستاده شده بودند. دوستان دانشگاه تکنولوژی یا یو تی ام هم که میزبان بودند و فکر کنم ۲۰۰ نفری آمده بودند. نکته جالب تعداد زیاد هموطنان ایرانی در این دانشگاه بود ظاهرا دانشگاه یو تی ام ۱۰۰۰ ایرانی دارد.
دوستان مالزیایی به مهندس جوان نظر لطفی داشتند و او را به عنوان نماینده یو پی ام برای شرکت در گفتگو یا همان فروم فرستاند. خوب او هم جبران محبت کرد در یک ربع زمانی (سه تا ۵ دقیقه) که نوبتش بود حضار را تا توانست خنداند و لطف هموطنان ایرانی هم با عث شد که با کف زدنهایشان باعث شرمندگی مهندس جوان بشوند.
این اولین سفر مهندس جوان تنها با یگ گروه مالایی بود که انصافا بچه های خوب مودب و مهربانی بودند از ابتدا تا پایان سفر حتی باهم دیگر هم که شده فقط انگلیسی صحبت کردند که یک بار به او بی احترامی نشود.
تئو که یک ارشیتکت چینی موفق هم هست ابایی نداشت تا می تواند سر به سر مالایی ها بگذارد. ایزان که استاد دانشگاه یو ای تی ام هست ما را دعوت به خوردن یک غذای تند مالایی به نام اوتاک اوتاک کرد که توصیه می کنم حتما امتحان کنید.
به مدت سه روز به جهور جنوبی ترین استان مالزی که همجوار سنگاپور است برای شر کت در یک کنفرانس با یک گروه مالایی سفر خواهم کرد. استان جهور یکی از استانهای معروف و پیشرفته مالزی می یاشد
به نظر من برای هر دانشجوی ایرانی واجب عینی ولو به کرات می باشد که از این منطقه به غایت زیبا و خنک مثل تگرگ کامرون هایلند دیدن کند و از کارخانه جات چای سازی- مزارع گلخانه ای - تولید عسل و ... آن را با زدید کند که زیارت او زا مالزی مقبوله باشد.
نرسیده به شهر اصلی کامرون هایلند یا " تانا راتا" روستایی است به نام " رینگ لت" اینجا جایی بود که خودروی ما خراب شد و مجبور شدیم دو شب در آنجا اطراق کنیم. روستایی کوچک با سکنه بیشتر چینی که شغل اصلی آنها کشاورزی و تولید محصولات گلخانه ای است.
از فلفل سبز و توت فرنگی و خیار و گوجه فرنگی و چای و کلم گرفته تا انواع اقسام گلها همه هم با استفاده از روشهای غیر شیمیایی یا به اصطلاح ارگانیک فارم تولید می شد.
کوچه پس کوچه های این روستای کوچک با بوی کود کوسفند و گاو انسان را ناخدا گاه به یاد روستاهای خودمان در ایران می انداخت. روستایی زنده با ۱۰۰ ها خودرو لند رور از همانهایی که خودمان در ایران مخصوصا در بندر ترکمن داریم.
شهر به جز چند مغازه بقالی و فروش وسایل باغبانی و یک بانک و یک پمپ بنزین دو سه تا قهوه خانه و یک تعمیر گاه و تعداد زیادی باغ چیز دیگری نداشت.
بر خلاف تصورم که فکر می کردم اینجا سر گردنه است و مکانیک گوش ما را خواهد برید بنده خدا با کمال انصاف و صداقت و با کمترین دستمزد حتی ارزان تر از کوالا لامپور خودرو را تعمیر کرد و ما را روانه کرد. ماهم برای پدر مادرش خدا بیامرزی فرستادیم و برای خودش دعای گشایش روزی.
ماشینم مدل ۲۰۰۶ بود همیشه هم روغنشو قبل ار موعد عوض می کردم آمپر هم روی سرد بود ولی نمی دونم چی شد که این سر بالایی ها کمرون حایلند باعپ شد آب و روغن با هم قاطی بشه و ماشین راه نره. اگه کسی میدونه به ما هم یاد بده
ماشین رو بکسل کردیم و ومنتظریم جناب مکانیک که حرام است روزهای شنبه و یکشنبه کار کنه فردا بیاید بگه مشکل چیه. خدا جیب مهندس جوان را از چشم این شیطان رجیم و این مکانیکهای چینی بدور بداره.
ضما توی راه موقع خوردن ناهار از روی یک آبشار ۱۰- ۱۵ متری پرت شدم پایین که خودمم هم نفهمیدم چه جوری زنده موندمولی فعلا موبایل و کیف و .. در کما هستند. . فکر کنم آه کسی مارو گرفت.
دانشگاه مجتمع مسکونی را به نام ....... در تملک دارد. قیمت این مجتمع هم بسیار مناسب و دانشجویی است ( ۱۴۰ هزار تومان ماهیانه برای یک آپارتمان سه خوابه). برای همین به یکی از مراکز تجمع ایرانیان تبدیل شده است.
ظاهرا یک بنده خدای جوانی هم می رود یک واحد از این مجتمع را اجاره می کند و برای اینکه در هزینه هایش هم صرفه جویی کند به دنبال یک هم خانه ای می گردد و نهایتا یک دانشجویی نیجریه ای را که خود را "......." معرفی می کند را پیدا می کند و با او هم خوانه می شود. بعد از چند روز این دانشجوی ایرانی متوجه می شود که نامبرده هر شب به همراه زنان بد کاره چینی و هندی و .. وارد می شود.
دانشجوی ایرانی به جناب .... توضیح می دهد که من این خانه را به یک نفر اجاره داده ام و ضمنا شما شبها صدای ناهنجار زیاد تولید می کنید و من اعصابم خورد می شود. و از او می خواهد دست از این کار بردارد. جناب باب فردای همان روزی که تذکر دریافت کرده است این بار با یک .......وارد منزل می شود و...
حس ناسیونالیستی این بنده خدای ایرانی به جوش می اید و با عصبانیت به طرف تذکر می دهد که باعث می شود ایرانی یک کتک مفصلی بخورد و تهدید هم بشود که از فردا همین برنامه ادامه خواهد داشت و او هم در بیرون و داخل کتک خواهد خورد. بیچاره بنده خدا هم دست به دامن مدیریت مجتمع می شود که طبق روال معمول مالزیایی های مهربان گوگولی جواب " what about tommorrow la" یا همان کشک خودمان را دریافت می کند. بنده خدا از ترسش دیگر جرات نمی کندبه خانه برود ودر حالی که پول اجاره منزل را می دهد شبها در خانه ا ایرانیان دیگر می خوابد.
به هر حال موضوع بحث داغ اهالی......شده است بعضی ها طرفدار آزادی های فردی هستند. بعضی ها اعتقاد دارند که این نیجره ای جو خانوادگی و مذهبی ....... را در هم شکسته - بعضی اعتقاد دارند این نیجره ای را باید به پلیس مالزی معرفی کردو ...
مهندس جوان علیرغم این که بسیار دمکرات است و اعتقاد به آزادی های فردی ولی تحمل این که یک نیجره ای کلاه بردار کثیف به هموطنانش ... را نمی تواند بکند و به نظرش بهتر است که این برادر نیجره ای و دوستانش را با گفتمان در یک گفتگوی مسالمت آمیز و منطقی با ماشین زیر گرفت و دست و پایش را برای چند ماه قلم کرد.( البته ماشین را قبلا بیمه کرد)
خدا وکیلی این محققها هم دیگه بعضی وقتها شور شو در میارند آخه چه چیزهایی رو به هم ربط می دهند خواهشمند است زیر ۱۸ سال- بیماران قلبی- افراد مجرد- مبتلایان به آسم و نفس تنگی- این لینک رو که مال روزنامه استار مالزی هست نخونند.اینجا18+
دکتر فرزادپور رحیمیان دوست خوب آذری و سخت کوش ما که به افتخار دومین فارغ التحصیل ایرانی دانشکده به درجه دکتری نایل آمد دوباره به دنیای وبلاگ نویسی باز گشت. امیدواریم این بار بیشتر از مشاهداتش از مالزی بنویسد.اینجا
بازم به معرفت سوپر وایزرمون. اون دکتر ایکس که روی تز ما یه گرنت چرب و چیلی گرفت همه رو قلپی رفت بالا یک آبم روش به روی خودش نمیاره که بابا جون ما هم آدمیم مخارج داریم از پول هم به خدا بدمون نمی اید. الهی کوفتت بشه ولی این پولا خوردن نداره.
بازم به معرفت سوپر وایزرمون مارو مهمون کرد به یک سفر برای شر کت در کنفرانس Green Tech Roadshow تمامی مخارج رفت . برگشت - هتل - غذا و کنفرانس رو هم از گرنت های خودش پرداخت کرد. هر کی رو می بینی تو یو پی ام سوپروایزرش یه سفر داخلی یا خارجی فرستاده بودش جز این دانشکده ما حالا خوب شد این کارو کرد وگرنه ممکن بود عقده ای از یوپی ام فارغ التحصیل بشیم و عوارض جانبی روحی روانی داشته باشه

بر اساس گزارش جدید صندوق بین المللی پول ، ایران رتبه اول را در آمار مهاجرت نخبگان از میان 91 كشور در حال توسعه یا توسعه نیافته دنیا كسب كرده است .
به گزارش عصر ایران صندوق بینالمللی پول در این مورد گزارش داده است كه سالانه حدود 180 هزار ایرانی تحصیلكرده به امید زندگی و یافتن موقعیت های شغلی بهتر از كشور خارج میشوند .
طبق این آمار هماكنون بیش از 250 هزار مهندس و پزشك ایرانی و بیش از 170 هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریكا زندگی میكنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال 87 روزانه 3/2 نفر با مدرك دكترا، 15 نفر با مدرك كارشناسی ارشد، و صدها نفر با مدرك كارشناسی از كشور مهاجرت كرده اند .
منبع آینده نیوز
تجارت مواد مخدر در دنیا همانند تجارت اسلحه- نفت از پر سود ترین تجارتهای روی کره زمین است. چند هفته پیش کانال نشنال جوگرافی گزارشی را در رابطه با معتادان دنیا نشان می داد که در آن آمار ۱۵ میلیون معتاد در روی کره زمین را به استناد گزارش سازمان ملل اعلام کرده بود که در این صورت ایران می بایست ۳۰- ۴۰ درصد معتادان دنیا را داشته باشد( ایران ۵ میلیون معتاد ندارد؟)
مالزی هم از این داستان مبرا نیست ولی انصافا درصد معتادان علیرغم زیا د بودنش در مقیاس جهانی آنقدر مشهود نیست- شاید در آخر شب سری به جالان چو کیت یا پشت خیابان جالان تون رزاق نزدیک تایمز اسکویر بزنید گاها تک و توکی معتاد ببینید ولی در ایران نیازی نیست به مولوی و سید اسماییل و میدان انقلاب بروید همین میدان صادقیه یا چهار دیواری فرحزاد را ساعت ۸ شب سر بزنید ۱۰۰ تا ۱۰۰ معتاد تلو تلو خور می بینید.
ولی به هر حال مواد مخدر یک موضوع جدی در مالزی است آمار نشان گر این است که در مالزی بین ۳۰۰ هزار نفر تا یک میلیون نفر معتاد وجود دارد.منبع مواد مخدر متداول در مالزی عبارت است از ماری جوانا- هرویین - مورفین- ال اس دی - کوکایین- و مواد توهم زا مثل اکستازی-سیابو و اعتیاد به الکل گزارش الجزیره.
متاسفانه ایرانیان رد پای بدی در این مساله در مالزی گذاشته اند سوای باند بزرگ ایرانیان که در هفته گذشته در حال حمل کریستال در اندونزی کشف شد و یکی از بزرگترین صرافی های ایرانی مالزی که ظاهرا شغل اصلیش تولید کراک بوده است اماری را اداره پلیس مالزی برای کشفیات مواد تنها دیروز ارایه کرده که در در آن ۳۲ خارجی دستگیر شده اند که بعد از هندیها (۲۲ نفر) ایرانیها شش مورد حامل مواد در فرودگاه کوالا لامپور بوده انداینجا
چند سال پیش از طریق دوستان عربمان با این هارتز چیکن بافت اشنا شدیم. فروشگاهی بود که با دادن حدود۳۰ رینگیت می توانستیم یک ساعت از تنوع بسیار بالایی از از اغذیه و اشربه و میوه جات و شیرینی جات بخوریم.
ماه رمضان گاها به اتفاق مهندس آرش به این مجموعه می رفتیم وبه شوخی به هم می گفتیم باید برویم حسابی بخوریم تا ورشکست بشود. آین حرف فقط یک شوخی بود ولی ظاهرا شوخی شوخی طرف ورشکست شد دیشب که در آن حوالی قدم می زیدم دیدیم تعطیل است از کسبه پرسیدیم گفتند طرف ورشکست شده نتوانسته حتی اجاره مغازه اش را هم بدهد.
از خصوصیات بارز ایشان پر جرات بودن پشتکار و انجام دادن کارهاییست که اطرافیان را به تحرک انداختن دادن می شود می باشد.
همچنین ایشان هر چند یک بار با پستهای وبلاگشان یا کامنتهایشان باعث می شوند مقداری ضد و خورد در حد قتل و کشت و کشتار ایجاد شود و امار خوانندگان آن بلاگ کلی بالا برود .

حماقت و بیعرضگی بعضیها باعث شده است که هموطنانمان دست به کارهایی بزنند که به هیچ وجه باور نمکنید می توانند چنین کارهایی را هم بکنند. از جمله این موارد آبر روزی تیتر اخبار فاکس نیوز - یاهو - تایلند نیوز و ایران مالزی و .... بشود.
آیا می شود باور کرد که دختران جوان و خانمهای سن وسال دار و جا افتاده در حین قاچاق ۲۷ کیلو کریستال به ارزش ۱۲ میلیارد تومان به کشور برادر مسلمان اندونزی دستگیر شوند و تمام خبر گزاری های دنیا انها را به نمایش بگذارند؟
ریس پلیس اندونزی اعلام کردهاست که هیچ وقت در تاریخ پلیس اندونزی زنی با پوشش اسلامی توزیع کننده مواد مخدر نبوده است. مجازات توزیع مواد در اندونزی مرگ است



