مهندس جوان : احمد تو چرا رفتی تو ستاد احمدی نژاد؟
جواب: آخه من عضو بسیجم و می خوام سربازیم کم بشه و اعضای بسیج هم باید تو ستاد احمدی نژاد باشند ولی ستاد احمدی نژاد ناهار نون و پنیر میده و لی ما ناهار یو اشکی میریم ستاد کروبی چلو کباب می ده.
مهندس جوان: نمی فهمند ؟
جواب: نه بابا خر تو خر تر از این حرفهاست کی به کیه
مهندس جوان: در گیری بشه با اختشاش گرا چی می شه؟
احمد: هییچ چی یه بار ما رابردن من هم دیدم درگیری شد الان بزن بزن می شه رفتم خودمو قاطی مردم کردم که کتک نخوریم . من چرا باید مردمو بزنم یا کتک بخورم
مهندس جوان: حالا وقعا طرفدار موسوی هستی یا احمدی نژاد؟
احمد: والا ایلده من طرفدار هیچ کدوم نیستم من طرفدار خودم وبقیه تر کها هستم . اینها همشون انگلیسین. من چی کار به این کار ها دارم این سزباری ما زود تموم شده ار این اوضاع در بریم یه جای دیگه بقیشو ولش کن
